تبلیغات
حرف دل را به تو خواهم گفت‏! به تو که جنست از خداست؛کافیست مرا باور کنی... - مطالب شهریور 1394
درباره من
انسانها به میزان هویتشان عاشق میشوند

هرچه میزان هویتشان عمیق تر،

در عشقشان وفادارتر

و به میزان کمبودهایشان آزارت می دهند!!!

و به اندازه درکشان می فهمند!!!

و به اندازه ی شعورشان

به باورها و حرف هایشان عمل می کنند...

******************************
زندگی جاریست....

نقطه های مشترک را میشود

ممتد کنیم..................ـــــــــــــــــــــــــــــــ




________________________

هر کسی از ظنُ خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من ...

__________________________


من اگر عاشقانه مینویسم.

فقط مینویسم تا عشق، یاد قلبم بماند.

...در این ژرفای دل کندن ها...

...عادت ها و هوس ها...

...من فقط تمرین " آدم بودن " میکنم!...


________________________________

یا صاحب الزمان

کجاروم من از این در، که خانه ام اینجاست

کبوتر توام و آشیانه ام اینجاست

اگر چه بال و پرم شکسته! اما شکر

نشسته ام به سرایت که لانه ام اینجاست

دلم گرفته بهانه، برای دیدن تـــــــو

نمیروم من از اینجا بهانه ام اینجاست


*اللهم عجل لولیک الفرج*

جستجو در وبلاگ
تاریخ: سه شنبه 31 شهریور 1394 09:14 ب.ظ

راه به دست آوردن دل خانم ها!

قلب

 

آقایان محترم:

اگر به علت رفتار نامناسب شما ، همسرتان رنجیده یا خدایی نکرده قهر کرده است ،ما در این مقاله به شما کمک خواهیم کرد تا دوباره دل او را به دست آورید و زندگی تان به حالت عادی بر گردد .البته خانم هایی که این مقاله را می خوانند ،سوء استفاده نکرده و با کو چکترین مشکلی قهر نکنند . در مقاله ی بعد راجع به رفع کدورت از قلب آقایان هم صحبت می کنیم.

مرد ایده آل او باشید

شما می‌دانید که او از چه چیز شما خوشش می‌آید پس سعی کنید که آنها را افزایش دهید و در عوض کارهایی را که دوست ندارد متوقف کنید. مردی باشید که او در ابتدای کار عاشقش شده بود. به خاطر او جان فشانی و از خود گذشتگی کنید و برای بازگرداندنش تلاش کنید و زمان بگذارید تا او درک کند که تا چه حد برایش اهمیت قائل هستید.

مردی باشید که او در ابتدای کار عاشقش شده بوده و با او ازدواج کرده است .مردی باشید همانگونه که همیشه به شما افتخار می کرده است.



به او نشان دهید که تغییر کرده اید

گفتن " من عوض می‌شوم" دردی را دوا نمی کند. اعمال شما قدرت تاثیر گذاری بیشتری نسبت به گفته‌هایتان دارند و به عنوان اولین منبع تصمیم گیری او به شمار می‌روند. تشخیص دهید که او چه کارهایی را می‌پسندد و چه کارهایی را دوست ندارد سپس ذهن خود را بر روی انجام دادن و یا ندادن آنها متمرکز کنید.

برای مثال آیا او از شما گله دارد که هیچ وقت به حرف‌هایش گوش نمی دهید؟ پس کاری را انجام دهید که او می‌خواهد و از آن لذت می‌برد.

 


پشتکار داشته باشید

اگر می‌خواهید که او واقعا برگردد ، برای این کار حد و مرز تعیین نکنید. شما باید به خاطر جلب رضایت او تلاش کنید ، فقط باید در تمام مراحل خونسردی خود را حفظ کنید. از خود نا امید نشوید و نسبت به او بی توجهی نشان ندهید. زیرا این کار باعث می‌شود که شما در نظر او فرد بی احساسی جلوه کنید و او فکر می‌کند که دیگر برای شما اهمیت ندارد. به او نشان دهید که برایش ارزش قائل هستید اما به زانو نیفتید.

 


با او صحبت کنید

او احتمالا همیشه از این موضوع که شما همدم خوبی نیستید شکایت می‌کند. با صحبت کردن به او نشان دهید که در اشتباه است. علل ایجاد سوء تفاهم را ردیابی کنید و آنها را رفع کنید. او را با طرز تفکر خود آگاه سازید. بر روی مشکلات گذشته کار کنید و آنها را برطرف نمایید. از او بخواهید که در مورد سایر خواسته‌هایش نیز با شما صحبت کند و با توجه کامل به آنها گوش دهید. با این کار به او ثابت می‌کنید که به اندازه کافی بالغ هستید که از پس رفع نیازهای او برایید.

از او بخواهید که در مورد سایر خواسته‌هایش نیز با شما صحبت کند و با توجه کامل به آنها گوش دهید. با این کار به او ثابت می‌کنید که به اندازه کافی بالغ هستید که از پس رفع نیازهای او برایید.



به بگویید که هنوز دوستش دارید

خانم‌ها همیشه منتظر شنیدن یک چنین کلماتی هستند و اگر آنرا در موقعیت مناسب مطرح کنید معمولا با روی باز مورد پذیرش واقع می‌شوید. باید توجه داشته باشید که این گونه حرف‌ها را به صورت آنی و بدون مقدمه چینی بیان نکنید. صبر کنید تا با او تنها شوید و بعد آن احساس سحرآمیز را منتقل کنید .شما باید حرف‌هایتان را از صمیم قلب برای او بازگو کنید.

در این صورت اثر بیشتری خواهد داشت.

 


بی ریا و صمیمی باشید

سعی نکنید که با تزور و ریا به درون قلب او نفوذ کنبد زیرا خانم هادر تشخیص دروغگویی تخصص ویژه ای دارند. پس بهتر است که صادق باشید. دلیل اشتباهات گذشته خود را برای او شرح دهید و به او بگویید که از آنها درس گرفته اید. به او بگویید که زندگی بدون وجود او برای شما سخت است.

 



یک هدیه یا گل برایش بخرید

سعی کنید هدیه ای زیبا که برای تهیه ی آن وقت صرف کرده اید ،یا دسته گلی زیبا که برایش خاطره انگیز باشد را به او بدهید. لازم نیست پول زیادی خرج کنید اما باید سلیقه صرف کرده و بیاد آورید چه چیزی او را شاد می کند.

 

در کنار تمام این کارها وقتی کدورت از دل خانم شما خارج شد بهتر است

، منطقی باهم صحبت کرده و از دیدگاه های هم بیشتر با خبر شوید.تا دوباره چنین حالتی پیش نیاید.

 

منبع :کتاب زندگی شیرین می شود اگر..../سایت سیمرغ



تاریخ: سه شنبه 31 شهریور 1394 09:07 ب.ظ

مرد ها چه می خواهند؟

روانشناسی مرد

خانم ها معمولا اظهار می دارند که رفتار آقایون آنها را تا حدی گیج می کند و به درستی نمی توانند تشخیص دهند که مردها از آنها چه انتظاراتی دارند. آنها از اینکه نمی توانند مردها را راضی نگه دارند اندکی ناراحت هستند.

 

اگر یک خانم این مقاله را بخواند شاید با خود بگوید که خوب این مشکل مردهاست و خودشان هم باید به فکر پیدا کردن راه حلی برای آن باشند. بله درست است اما نباید انتظار داشت که به یک باره معجزه روی دهد و همه چیز مطابق میل آنها شود.

تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.
تاریخ برای سالیان دراز جایگاه و عملکرد مردها را در جامعه معین کرده و شما به راحتی نمیتوانید در عرض چند سال آنرا تغییر دهید. آقایان کم کم متوجه می شوند که جایگاه آنها چنان که در گذشته بوده، نیست. دیگرآن ها تنها نان آور خانه نیستند و شاید چنین تغییر شگرفی مستلزم سپری شدن مدت زمان بسیار زیادی باشد . این روزها مردها می دانند که اگر بخواهند برای خود همسری پیدا کنند باید سخت تر از گذشته کار کنند و خانم ها سنگ های بیشتری در جلو پایشان می اندازند. (البته ما این موضوع را تائید نمی کنیم)

خوب، حالا مردها واقعا به دنبال چه چیز هستند؟

* اول از همه مردها به دنبال کسی هستند که تشنه عشق و محبت کردن باشد. شاید این حرف بسیاری از خانم ها را غافلگیر کند اما مردها دوست دارند مورد دوست داشتن قرار بگیرند و خودشان نیز کسی را دوست بدارند. مشکل اینجاست که خانم ها برخورد بی احساس و سردی با آنها دارند. پیدا کردن خانمی که قابل دوست داشتن باشد کمی مشکل است و مردها از اینکه بفهمند دختر رویاهایشان را پیدا کرده اند خوشحال می شوند.

روانشناسی مرد

* مردها به دنبال خانم هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کنند. کسی که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، کسی که بتوانند به او ایمان داشته باشند. شاید برایتان عجیب باشد اما برخی از خانم ها قابل اعتماد نبوده و بسیار بی وفا هستند. همین امر باعث می شود که مردها محتاط تر عمل کنند. آقایان به شدت از بی وفایی و بد قولی بیزار هستند و به دنبال کسی می گردند که بتوانند از صمیم قلب به او اعتماد کنند.

* مردها به دنبال خانم هایی با روحیه زنانه و مهربان می گردند زیرا چنین خصوصیاتی باعث می شود که یک زن بتواند مادر بهتری برای بچه هایش و همسر با محبت تری برای آنها باشد. و خود بتوانند اقتدار خود را بیشتر حفظ کنند. البته این امر بدان خاطر است که دوست دارند فرزندانشان در آغوش مادر مهربان و دلسوزی پرورش پیدا کنند.

* مردها به دنبال خانم های خوش مشرب هستند که بتوانند در کنار او به آرامشی که آرزوی آن را دارند دست پیدا کنند.

* مردها به دنبال زن هایی هستند که حس و ظرافت زنانه خود را حفظ کرده باشند. البته منظور ما آن دسته از خانم هایی نیست که دائما به دنبال مد می روند و .... بعضی از خانم ها هستند که در زمان عصبانیت هر چه که دلشان می خواهد بار طرف مقابل می کنند که این کار به هیچ وجه به مزاج آقایان سازگار نیست.

مردها خانم هایی را می پسندند که اهل بحث و گفتگو باشند و قادر باشند که مشکلاتشان را از راه های منطقی حل کنند.

* مردها کسی را می خواهند که حامی و پشتیبانشان باشد. خیلی از خانم ها منتظر هستند که اشتباه کوچکی از آقا سر بزند که آنها را به باد انتقاد بگیرند و در مسائل خصوصی و حتی شغلی شان دخالت کنند. آقایان به ارتباط خود به عنوان یک سیستم محافظ نگاه می کنند زمانیکه خانم نتواند یک چنین حسی را در آنها به وجود آورد و از این گذشته تا آنجا که می تواند از آنها انتقاد هم بکند، چیزی نمی گذرد که آقا از او جدا می شود.

* مردها به دنبال همسری می گردند که به آنها متعهد باشد.  مردها همسری را دوست دارند که بتوانند به او اعتماد کنند و مشکلات و ناراحتی هایشان را با او در میان بگذارند. تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.

در حالیکه خانم ها در نقشهای اجتماعی خود بسیار موفق هستند خوب است که هیچ گاه از یاد نبریم که جایگاه اصلی آنها به خانه و خانواده شان تعلق دارد.

 

منبع : مجله خانواده



تاریخ: سه شنبه 31 شهریور 1394 09:04 ب.ظ
تاریخ: سه شنبه 31 شهریور 1394 08:47 ب.ظ

چرا عشق کافی نیست؟

عشق

تازه ازدواج کرده‌ها سوار بر مرکب عشق و دلبستگی رویایی جز ازدواج موفق در سر ندارند. اغلب آنها در شروع معتقدند که روابط آنان «متفاوت از دیگران است» و عشق عمیق و خوشبختی آنها پشتوانه زندگی مشترک آنها خواهد بود. اما دیر یا زود، اغلب این زوج‌ها می‌بینند که برای برخورد با مسائل و تضادهایی که به تدریج در زندگی مشترکشان ریشه می‌دواند، از آمادگی لازم بی‌بهره‌اند. به تدریج با حقیقت افزایش بی‌قراری و نومیدی و دلتنگی آشنا می‌شوند و این در شرایطی است که اغلب نمی‌دانند مشکل آنها در کجاست و از چه سرچشمه می‌گیرد.

وقتی ابرهای تیره بر روابط آنها سایه می‌اندازد و در محاصره توهم و سوء‌تفاهم قرار می‌گیرند و روابط محبت‌آمیزشان از دست می‌رود، کم‌کم به این نتیجه می‌رسند که ازدواجشان یک اشتباه بوده است. درمانگرهای روانی بیش از هر چیز دیگر فریاد تقاضای کمک بیمارانی را می‌شنوند که می‌بینند که زندگی مشترک شاد گذشته آنها در شرف از هم پاشیدگی است. حتی زوج‌هایی که 30 یا 40 سال پیش ازدواج کرده‌اند به این نتیجه می‌رسند که ادامه زندگی مشترک برایشان غیرممکن شده است.

وقتی شیرآب چکه می‌کند، خیلی راحت فکری، به حال آن می‌کنند اما وقتی عشق و محبت میان آنها تحلیل می‌رود، راهی برای برخورد با آن نمی‌یابند.
از یک نظر عجیب است که این همه زندگی مشترک از هم می‌پاشد. لحظه‌ای به همه نیروهایی که انتظار دارید از ادامه زندگی مشترک حراست کند توجه کنید. دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن مطمئنا از جمله غنی‌ترین تجربه‌های مردم هستند و به این کیفیت سایر امتیازات زندگی مشترک یعنی صمیمیت، با هم بودن، رسیدگی به یکدیگر، امنیت عاطفی و خیلی از چیزهای دیگر را بیافزائید تا بر شدت تحیر شما اضافه شود. می‌بینید کسی هست که روح خسته‌تان را آرام می‌بخشد، با یاس‌ها و دلتنگی‌هایتان در می‌ستیزد و با شما در هیجان زندگی و اتفاقات خوشایند آن سهیم می‌گردد. دست‌مایه‌های امید و تشویق‌های پدر و مادر و سایر خویشاوندان و جامعه که از شما ادامه زندگی مشترک را انتظار دارند، فشارهای خارجی برای ادامه همبستگی زناشویی است. با این همه نیرویی که در جهت تقویت مناسبات و ادامه زندگی مشترک وجود دارد، چرا اشکالات بروز می‌کند؟ چرا عشق- چه رسد به سایر انگیزه‌ها- برای دوام زندگی زناشویی کافی نیست؟

متاسفانه نیروهای گریز از مرکزی در کارند که می‌توانند زندگی مشترک را از هم بپاشند: توهمات دلسردکننده، سوء‌تفاهم‌های پیچیده و اختلاف‌های عذاب آور، اغلب ضعیف‌تر از آنست که بتواند در برابر این نیروهای مخرب و نتایج حاصل از آن، یعنی رنجش و عصبانیت و دلخوری دوام بیاورد. برای تحکیم روابط زناشویی و ایجاد محبت بیشتر و برای جلوگیری از گسیختن پیوندهای مودت عواملی بیش از عشق لازم است.

برداشت‌های آرمان‌گرایانه جراید از ازدواج، زوج‌ها را برای برخورد موثر و پیروزمندانه با دلسردی و افسردگی این اصطکاک آماده نمی‌کند. سوء تفاهم ها و تضادها که انباشته می‌شوند، آتش خشم و رنجش را شعله‌ور می‌سازند. همسری که قبلا یار و یاور و صمیم و همراه بوده، حالا به چشم خصم نگاه می‌شود.

عشق

لازمه حفظ روابط زناشویی

عشق با آنکه محرک قدرتمندی برای زوج‌هاست. که یار و یاور هم باشند، خوشبخت شوند و تشکیل خانواده بدهند، برای ادامه زندگی و حفظ زندگی زناشویی کافی نیست و نقشی در ایجاد خصوصیات شخصی و مهارت‌هایی که لازمه زندگی مشترک موفق است ندارد. لازمه داشتن مناسبات حسنه، کیفیات و خصوصیات فردی متعهد است که از جمله آنها می‌توان به تعهد، حساسیت، سخاوت، ملاحظه، صمیمیت، و فاداری، مسئولیت، اعتماد و اطمینان اشاره کرد. زن و شوهر به همکاری، مودت، حسن تفاهم و باورهای همگون نیاز دارند. باید انعطاف‌پذیر، پذیرنده و بخشنده باشند، باید خطاهای یکدیگر را تحمل کنند و به خصوصیات هم بها بدهند. تنها در صورت وجود این خصوصیات و تقویت به مرور ایام آنهاست که ازدواج به بلوغ  و شکوفایی می‌رسد.

اغلب زوج‌ها در برخورد با اشخاص ثالث مشکلی ندارند. اما به ندرت کسانی را پیدا می‌کنیم که با درک لازم و احاطه به مهارت‌های فنی بتوانند روابط صمیمانه خود را شکوفایی بخشند. اغلب آنها از دانش لازم برای اتخاذ تصمیماتی که خواسته همسرانشان را برآورده سازد بی‌بهره‌اند. وقتی شیرآب چکه می‌کند، خیلی راحت فکری، به حال آن می‌کنند اما وقتی عشق و محبت میان آنها تحلیل می‌رود، راهی برای برخورد با آن نمی‌یابند.

ازدواج و حتی با هم زندگی کردن با سایر مناسبات زندگی تفاوت دارد. وقتی زوجی با هم زندگی می‌کنند و متعهد به حفظ زندگی مشترک هستند، توقعاتی از هم پیدا می‌کنند. هر کدام انتظار دارند که از عشق بی‌قید و شرط ، صمیمیت و وفاداری و حمایت دیگری برخوردار باشند، زن و شوهر، بطور صریح یا غیرمستقیم، کلامی و غیرکلامی خود را به رعایت این نیازهای عمیق متعهد کرده‌اند. هر اقدام زن یا شوهر مفاهیمی مشتق از این امیال و انتظارات دارد.

به خاطر شدت احساسات و توقعات و تحت تاثیر وابستگی عمیق و معانی سمبلیک و اغلب دلبخواهی که زن و شوهر برای اعمال یکدیگر در نظر می‌گیرند، احتمال برداشت سوء و تفسیر نادرست رفتارهای آنها از هم زیاد است.

 وقتی در اثر سوء تفاهم اختلافی بروز می‌کند، زن و شوهر به جای توجه به مسئله در مقام سرزنش یکدیگر حرف می‌زنند. وقتی مشکلات نمایان می‌شوند و خصومت و سوء تفاهم بالا می‌گیرد، زن و شوهر جنبه‌های مثبت و قوت یکدیگر را از یاد می‌برند و به تدریج کار به جایی می‌رسد که اصل زندگی مشترک زیر سوال می‌رود و گرفتاری اصلی و عامل سوء تفاهم فراموش می‌شود.

 

برگرفته از کتاب" عشق هرگز کافی نیست"- نوشته قراچه داغی



تاریخ: سه شنبه 31 شهریور 1394 08:40 ب.ظ


قلب

در زندگی تمام همسران لحظاتی دلنشین وجود دارد كه هرگز مایل به پایان آن نیستند اما در بسیاری موارد با وجود علاقه طرفین به یكدیگر اشتباهاتی رخ می‌دهد كه تازگی و شادابی زندگی را كاهش می‌دهد.

بسیاری از همسران می‌گویند ما اركان اولیه زندگی را درست بنا كردیم اما پس از گذشت چند وقت دیگر رضایتی از زندگی‌مان نداریم و نمی‌دانیم چه كنیم.بهتر است بدانید رعایت نكاتی كوچك می‌تواند از بروز بسیاری از مشكلات بزرگ جلوگیری كند.اگر شما مایل به داشتن زندگی مشترك دلپذیر در محیطی دلنشین هستید با ما همراه شوید:

به مشكلات حمله كنید نه به یكدیگر

وقتی با چیزی موافق نیستید یا رفتار همسرتان به دلیلی شما را می‌آزارد در نخستین فرصت به او و رفتارش حمله نكنید بلكه به موردی كه موجب رنجش شما شده و علت واقعی احساس ناخوشایندتان اشاره كنید و سعی كنید مطالب خود را در كمال احترام بیان نمایید. خواهید دید وقتی همسرتان مورد حمله واقع نشود با واقع بینی بیشتری سعی در رفع مشكل خواهد داشت.

وقتی با چیزی موافق نیستید یا رفتار همسرتان به دلیلی شما را می‌آزارد در نخستین فرصت به او و رفتارش حمله نكنید بلكه به موردی كه موجب رنجش شما شده و علت واقعی احساس ناخوشایندتان اشاره كنید .


با همسرتان همراه شوید

اگر همسرتان قصد دارد به جای خاصی برود یا به ورزش خاصی علاقه‌مند است در صورت امكان او را همراهی كنید. بسیاری از همسران معتقدند علاقه‌ای به جایی كه همسرشان می‌رود یا فعالیتی كه او در آن شركت می‌كند ندارند اما بهتر است بدانید اگر چند بار در چنین مواردی او را همراهی كنید احساس بهتری خواهید داشت و در مواردی نیز چه بسا به ورزش یا فعالیت و تفریحی كه او انجام می‌دهد علاقه پیدا می‌كنید.

بسیاری از افراد از تجربه كردن هر چیزی برای نخستین بار فرار می‌كنند و بهانه‌شان هم این است كه ما تاكنون چنین كاری را نكرده‌ایم یا به این چیزها علاقه نداشته‌ایم. مطمئن باشید هر كاری كه شما دوست ندارید لزوما بد هم نیست.

 

فكر خوانی را كنار بگذارید

ازدواج به معنی اطلاع از تمام افكار و اندیشه‌ها و اهداف همسرمان نیست. در بسیاری موارد فكرخوانی ما اشتباه است و قضاوتی نامناسب می‌كنیم پس به جای این‌كه فكر همسرمان را بخوانیم و همین توقع را نیز از وی داشته باشیم بهتر است در مواردی كه نمی‌دانیم از او سوال كنیم و خود نیز خواسته هایمان را روشن و واضح بیان كنیم.درست است كه باید با همسرمان در یك اتاق و یك منزل زندگی كنیم اما این بدان معنی نیست كه او حق ندارد فضایی شخصی و خصوصی داشته باشد. او می‌تواند تمام وسایل یا حتی نوشته‌های شخصی و خصوصی‌اش را در كمد یا جایی از منزل كه فقط متعلق به اوست داشته باشد و شما نیز به عنوان همسر محترم حق ورود بی‌اجازه او را به این محدوده ندارید.

درست است كه باید با همسرمان در یك اتاق و یك منزل زندگی كنیم اما این بدان معنی نیست كه او حق ندارد فضایی شخصی و خصوصی داشته باشد.

هیچ كس كامل نیست

هیچ انسانی كامل نیست پس توقع نداشته باشید همسرتان در تمام موارد مطابق میل یا حتی كنترل شما رفتار و صحبت كند. بهتر است تفاوت‌ها و حتی كمبودها را بپذیرید تا او با احساس امنیت بیشتری در كنارتان زندگی كند و علاقه بیشتری به جلب رضایت شما داشته باشد.

عشق

گاهی اوقات عذر خواهی بد نیست

اگر هیچ وقت عذر خواهی نمی کنید ،مطمئن باشید شعله ی این زندگی چندان فروزان نخواهد ماند. در بسیاری از موارد حتی شاید در مواردی كه عمدی در كار نبوده اتفاقاتی می‌افتد كه شما در آن دخیل بوده‌اید. یك عذرخواهی ساده نشانگر عمق علاقه و احترام شما نسبت به همسرتان خواهد بود.

 

فرزندان همه چیز نیستند

هرگز به گونه‌ای رفتار نكنید كه همسرتان احساس كند در خانه نفر دوم برای شما محسوب می‌شود و همواره فرزندان را بیشتر از او دوست دارید.

در كمال علاقه و احترام به همسرتان می‌توانید به فرزندانتان نیز محبت كنید و این محبت نباید مغایر با ارزش‌های همسرتان باشد. مطمئن باشید با ارزش دادن به همسرتان فرزندان نیز احساس شادی بیشتری در محیط خانواده خواهند كرد و این مساله شما را مادر یا پدری بی عاطفه نیز نخواهد كرد.

مطمئن باشید با ارزش دادن به همسرتان فرزندان نیز احساس شادی بیشتری در محیط خانواده خواهند كرد و این مساله شما را مادر یا پدری بی عاطفه نیز نخواهد كرد.

همواره خود را آرام نشان ندهید

نه. نه. نه. چنانچه هرگز احساسات و ناراحتی‌های خود را نشان ندهید یا در مورد ناراحتی‌ها و آزردگی‌های خود صحبت نكنید ممكن است به خود بیایید و ببینید كه 20 سال زندگی مشترك داشته‌اید اما هنوز بر سر مساله‌ای كه سال اول داشته‌اید مشكل دارید. این كار نه تنها به بنیان روابط بلكه به سلامت و شادابی جسمی و روحی شما نیز آسیب خواهد زد پس در مواردی كه به شدت ناراحت یا عصبانی هستید لازم نیست با فرو خوردن خشم ظاهری آرام نشان دهید اما درونتان غوغا باشد. در این گونه موارد ناراحتی‌ها را به گونه‌ای محترمانه اما قاطع بیان كنید تا تخلیه شوید و همسرتان نیز از دیدگاه شما آگاه شود.



تاریخ: سه شنبه 31 شهریور 1394 07:07 ب.ظ


.Start where you are. Use what you have.

 
Do what you can,don’t stop ever.
Arthur Ashe



 از جایی که هستی شروع کن ، از چیزایی که داری استفاده کن ،

کاری رو که می تونی انجام بده


 اما هرگز توقف نکن .



تاریخ: سه شنبه 31 شهریور 1394 07:00 ب.ظ
If the latter was able to listen,judgment not Listen and learn





اگر توانستی تا آخر گوش دادن ،
قضاوت نکنی گوش دادن را یاد گرفته ای
تاریخ: سه شنبه 31 شهریور 1394 06:55 ب.ظ

یاد شهدا بخیر







تومشقِ عشق در سنگر نوشتی
شهادت نامه در دفتر نوشتی

شهادت نامه ات امضای خون داشت
کبوترگشتی وبا پَر نوشتی

غزل هائی سرودی از رِشادت
عَجَب انشائی از باورنوشتی

حُسَین امّا به خطِّ خون و سرمشق
به سربند و به انگشتر نوشتی

لب خشکیده ات مستانه می خواند
دعای ربّنا از بر نوشتی

شبِ حمله حنا بستی سرو روی
صفای قاسم و اکبر نوشتی

به سانِ عون و جعفر خون سُرخـَت
مُـرَکـَّب شد گُلِ اَحمَر نوشتی

گلویت خشک و خونین بودو مجروح
زِحُلقومِ علی اصغر نوشتی

مُنَوَّر سینه ات را لاله گون کرد
دوصدباور تو ازداوَر نوشتی

زِ خورشیدیّ وسیمِ خارداران
سِنان و نیزه و خنجر نوشتی

به روی مین جَبین ساییدی آن شب
شهادت نامه در «معبر» نوشتی

به خمپاره تنت شد پاره پاره
زِ اَعشارَش گُلِ پرپر نوشتی

جدا شد دستت ازپیکرچو عبّاس
رسالت با یَـدِ دیگر نوشتی

سَرِ خونینت ازپیکرچوافتاد
شهیدِ کربلا بی سر، نوشتی

زِرِه پوشان که بر جِسمت خزیدند
زِاَسب و نعلِ تازه ترنوشتی

چورگباری تَـنَت آماجِ خون کرد
لِثاراتَ الحُسَین آخر نوشتی

مَیِ نابِ شهادت سَرکشیدی
مَرامِ ساقی و ساغر نوشتی

به سانِ جعفرِ طیّارِ اسلام
بهشتی گشتی و با پَر نوشتی

پیامِ زینبی دادی به عالم
حجابِ مادروخواهرنوشتی

به ما جامانده ها آخرپیامت
اِطاعت ازخطِ رهبرنوشتی





یاد شهیدان تسلی بخش دل های ماست، که اگر دلاوری های آنها نبود،

الان ما به زبان عربی باید سخن می گفتیم!





تاریخ: سه شنبه 31 شهریور 1394 04:43 ب.ظ

 پیامبر صلى ا‏لله‏ علیه ‏و ‏آله می فرمایند :


بى اُنذِرتُم وَ بِعَلىِّ بنِ أبى طالِبِ اهْتَدَیتُم...


وَ بِالْحَسَنِ اُعْطیتُمُ الإْحسانُ وَ بِالْحُسَینِ تَسعَدونَ وَ بِهِ تَشقونَ


ألا وَ إنَّ الْحُسَینَ بابٌ مِن أبوابِ الْجَنَّةِ مَن عاداهُ حَرَّمَ اللّه‏ُ عَلَیهِ ریحَ الْجَنَّةِ؛



به وسیله من هشدار داده شدید و به وسیله على(ع) هدایت مى‏ یابید


و به وسیله حسن احسان مى‏ شوید


و به وسیله حسین خوشبخت مى‏ گردید و بدون او بدبخت.


بدانید كه حسین درى از درهاى بهشت است،


هر كس با او دشمنى كند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى ‏كند.

البرهان فی تفسیر القرآن ج3 ، ص232

تاریخ: سه شنبه 31 شهریور 1394 02:15 ب.ظ



  امام علی درود خدا بر او می فرمایند:

ألا فَمَن ثَبَتَ مِنهُم عَلَی دینِهِ وَ لَم یَقسُ قَلبُهُ


لِطولِ أمَدِ غَیبَةِ إمامِهِ فَهو مَعی فی دَرَجَتی یَومَ القیامَة


بدانید آنان که در زمان غیبت حجت خدا در دین خود ثابت مانده



روز قیامت با من هم درجه خواهند بود.


بحارالانوار(ط-بیروت) ج51 ص109

تاریخ: دوشنبه 30 شهریور 1394 08:35 ب.ظ
فرقـے نمـے کند !!

بگویم و بدانـے ...!

یا ...

نگویم و بدانـے..!

فاصله
دورت نمی کند ...!!!

در خوب ترین جاﮮ جهان جا دارﮮ ...!
جایـے که دست هیچ کسـے به تو نمـے رسد:

دلــــــــــــــم.....!!



تاریخ: دوشنبه 30 شهریور 1394 02:31 ب.ظ
موفقیت تنها نصیب معدودی میشود

 و این درحالی است که کثیری از مردم در رویای موفقیت به سر می برند.

جان جانسون




از دیروز بیاموز، برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش.

آلبرت انیشتن



تاریخ: دوشنبه 30 شهریور 1394 07:42 ق.ظ
امام محمدباقر درود خدا بر او می فرمایند:


هیچ کس از گناهان سالم نمی ماند،


 مگر اینکه زبانش را نگه دارد .



بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (178)
تاریخ: یکشنبه 29 شهریور 1394 10:37 ب.ظ

امام محمدباقر درود خدا بر او می فرمایند:


خداوند دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد،



 اما دینش را فقط به دوست خود می بخشد.


 بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 2 ، ص (215)
تاریخ: یکشنبه 29 شهریور 1394 10:15 ب.ظ
هر چشمی روز قیامت گریان است، جز سه چشم

چشمی که در راه خدا شب را بیدار باشد،


 چشمی که از ترس خدا گریان شود،


 و چشمی که از محرمات الهی و گناهان بسته شود .


کافی ، ج 2 ، ص (80)






چون مؤمن با مؤمنی دست دهد،

 پاک و بی گناه از یکدیگر جدا می شوند .


بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 73، ص (20)
تاریخ: یکشنبه 29 شهریور 1394 10:10 ب.ظ
به خدا سوگند هیچ بنده ای در دعا،


 پافشاری و اصرار به درگاه خدای
عزوجل نکند،


جز اینکه حاجتش را بر آورد .



کافی ، ج 2 ، ص (475)





دعای انسان پشت سر برادر دینی اش،

 نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است .

کافی ، ج 2 ، ص (507)

تاریخ: یکشنبه 29 شهریور 1394 10:02 ب.ظ
تو را به پنج چیز سفارش می کنم :

 اگر مورد ستم واقع شدی ستم مکن،

 اگر به تو خیانت کردند خیانت مکن،


 اگر تکذیبت کردند خشمگین مشو،


اگر مدحت کنند شاد مشو،


و اگر نکوهشت کنند ، بیتابی مکن .



بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (167)








سخن نیک را از هر کسی، هر چند به آن عمل نکند، فرا گیرید.

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (170)






دانشمندی که از علمش سود برند، از هفتاد هزار عابد بهتر است.


بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)







هیچ بنده ای عالم نیست،

 مگر اینکه نسبت به بالا دست خود،

 حسادت نورزد، و زیردست خود را خوار نشمارد.



بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (173)





هر کس با خانواده اش خوشرفتار باشد، بر عمرش افزوده می گردد.

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (175)





بهترین چیزی را که دوست دارید درباره شما بگویند، درباره مردم بگویید.

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 65، ص (152)




خداوند بنده مؤمنش را با بلا مورد لطف قرار می دهد،

 چنانکه سفر کرده ای برای خانواده خود هدیه می فرستد،

 و او را از دنیا پرهیز می دهد، چنانکه طبیب مریض را پرهیز می دهد.

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (180)





تواضع، راضی بودن به نشستن در جایی است که کمتر از شاءنش باشد،

 و اینکه به هر کس رسیدی سلام کنی، و جدال را هر چند حق با تو باشد، ترک کنی.

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)




برترین عبادت، پاکی شکم و پاکدامنی است .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (176)




آن که از شما به دیگری علم بیاموزد، پاداش او ( نزد خدای تعالی )

به مقدار پاداش دانشجوست، و از او هم بیشتر می باشد .

کافی ، ج 1 ، ص (35)





خداوند عزوجل کسی را که در میان جمع،

بدون ناسزاگویی شوخی کند،


 دوست دارد .

کافی ، ج 2 ، ص (663)

تاریخ: یکشنبه 29 شهریور 1394 09:59 ب.ظ
خوشبختی در این است که شخص بداند که چه می خواهد

 و آنچه را آرزو دارد مشتاقانه بخواهد


تاریخ: یکشنبه 29 شهریور 1394 03:29 ب.ظ


ریاکاران را معیار کار و رفتار خود قرار مده!!!!

ر
یاکار هر دقیقه به رنگیست.

گویا تغییر رنگ جزئی از صفات وی است!

ریاکار امروز با تو خوشست و فردا بر تو می تازد،

در گردابی سهمگین در افتاده که نمیتواند

به راحتی و بدون آزار دیگران

زندگی کند.

ریاکار دو یا چند شخصیتی هم هست.

با تو طبق آنچه تو دوست داری و

با دیگری طبق آنچه او دوست دارد

و با آن دیگری طبق آنچه آن دیگری تمایل دارد هست

ریاکار خودش هم نمی داند چه می خواهد

نمی داند به چه مسلکیست

خودش هم نمی داند کدام مسلک و مذهبی بهترست


ریا مکر و حیله ی دشمن هست!

خویشتن گر به خدای رحمن وا مگذاری

چگونه از حیطه ی مکر و ریا به در آیی ؟



بانو ریا را معیار اخلاق و رفتارت قرار نده

که مانند او در گرداب گرد نیایی.


بانو حتی اگر به ضرر تو باشد حق را واگویه کن


صادق باش و صداقت را به نرمی بگو



 چه جاودانه است امامی که صادق بود نه ریاکار!


تاریخ: شنبه 28 شهریور 1394 10:22 ب.ظ
اگر می خواهی واقعاً به کسی خدمت کنی به او ماهی گیری یاد بده به جای دادن ماهی


ما با سه عینک می توانیم برای انتخاب همسر اقدام کنیم.

عینک اول عینک بسیار شیک و توهم زا، با آن عینک وقتی نگاه می کنیم چیزهایی مثل زیبایی، پول و ثروت، اصل و نسب خانوادگی، تحصیلات دانشگاهی!  در فرد مورد علاقمان جستجو کنیم و آنها را باعث خوشبختی خود می بینیم که چیزی جز توهم نیست.

و  عینک دوم ، می دانیم که باید به شخصیت فرد مورد نظر توجه کنیم ولی به اشتباه لایه های اولیه شخصیت مثل مودب بودن ، بذله گو بودن و امثال آنرا درنظر می گیریم ، البته این خوب است ولی یک شخص مودب یا بذله گو به هیچ وجه شما را خوشبخت نخواهد کرد

و در آخر عینک لیزری سومین عینک که به لایه عمیق شخصیت توجه دارد، این همان عینکی است که درست بهره گرفتن از آن شما را خوشخبت می کند و باعث می شود  دوستی شما شیرین و پرطراوت از کار درآید. وقتی چنین عینکی را به چشم می زنید به دنبال جست و جوی این هستید که چقدر همسر آینده تان مسئولیت پذیر است چقدر انسان مثبت اندیشی است و یا چقدر به رشد شخصی خودش اهمیت می دهد چند کتاب می خواند چند سمینار برای بهبود زندگی خودش شرکت می کند.





تاریخ: شنبه 28 شهریور 1394 09:23 ب.ظ
جوانی با تحصیلات عالی، برای تصاحب یک شغل مدیریتی در شرکتی بزرگ در خواست داد و در اولین مرحله ی مصاحبه پذیرفته شد. رییس شرکت در حالی که آخرین مرحله ی مصاحبه را انجام می داد، از شرح سوابق جوان متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی او از دبیرستان تا پایان لیسانس، تماما بسیار خوب بوده و هرگز درسی نبوده که نمره نگرفته باشد.

 رییس از او پرسید: آیا در طی دوران تحصیل تان هیچ گونه بورس آموزشی کسب کرده اید؟ جوان پاسخ داد: خیر، هیچ.
آیا پدرتان تمام شهریه های تحصیل تان را پرداخت کرد؟

_ زمانی که یک ساله بودم، پدرم فوت کرد و تنها مادرم بود که تمام شهریه های مدرسه و دانشگاهم را پرداخت کرد.

مادرتان کجا کار می کرد؟

- مادرم به عنوان کارگر در رختشویخانه کار می کرد.

رییس از جوان درخواست کرد تا دست هایش را به او نشان دهد! جوان هر دو دست خود را که پوستش نرم و سالم بودند، نشان داد.
 رییس پرسید: آیا قبلا هیچ وقت در شستن رخت ها به مادرتان کمک کرده اید؟
 جوان پاسخ داد: هرگز. مادرم همیشه از من خواسته که فقط درس بخوانم و کتاب های بیشتری مطالعه کنم.
رییس گفت: درخواستی دارم. وقتی امروز به منزل برگشتید، بروید دست های مادرتان را تمیز کنید و سپس فردا صبح پیش من بیایید! وقتی آن جوان به خانه برگشت، با خوشحالی از مادرش خواست تا اجازه دهد دست های او را تمیز کند.
مادرش احساس عجیبی می کرد؛ شادی، اما همراه با احساس خوب و بد. او دست هایش را به پسرش نشان داد. جوان دست های مادرش را در دست گرفت و همانطور که داشت به آرامی آنها را تمیز می کرد، اشک هایش سرازیر شد. اولین بار بود که او متوجه شد دست های مادرش خیلی چروکیده شده و اینکه کبودی های بسیار زیادی در پوست دست هایش است. بعضی از آن کبودی ها چنان دردناک بودند که وقتی دست های او را با آب تمیز می کرد، مادرش می لرزید…
 برای اولین بار بود که جوان فهمید این دست های چروکیده و کبود هستند که هر روز رخت ها را می شوید تا او بتواند شهریه ی مدرسه و دانشگاه را پرداخت کند. کبودی های دست های مادرش قیمتی بود که مادر مجبور بود برای تعالی علمی و آینده ی او پرداخت کند. بعد از تمیز کردن دست های مادرش، جوان همه ی رخت های باقیمانده را به دور از چشم مادر شست.
آن شب، مادر و پسر مدت زمان طولانی با هم گفتگو کردند… صبح روز بعد، جوان به دفتر رییس شرکت رفت.

رییس از او پرسید: آیا می توانید به من بگویید دیروز در خانه تان چه کاری انجام داده اید و چه چیزی یاد گرفتید؟
جوان در حالی که چشمانش اشک آلود بود، پاسخ داد: دست های مادرم را تمیز کردم و شستشوی رخت های باقیمانده را انجام دادم.
 رییس پرسید: لطفا احساس تان را از انجام این کارها بگویید.

جوان گفت: اکنون می دانم که قدردانی چیست. بدون حضور مادرم، موفقیت امروز من معنایی نداشت. اینک می فهمم که برای انجام کاری، چقدر سختی و دشواری باید تحمل کرد.

 رییس شرکت سری به نشانه تایید تکان داد و گفت: این همان چیزیست که دنبالش می گشتم.

 می خواهم کسی را به کار بگیرم که بتواند قدر کمک به دیگران را بداند؛

کسی که ارزش زحمات دیگران را برای انجام کارها بفهمد و

 کسی که پول را به عنوان تنها هدفش در زندگی قرار ندهد. شما استخدام شدید.

برگرفته از کتاب:من، منم؟! جلد سوم/ امیررضا آرمیون





تاریخ: شنبه 28 شهریور 1394 08:51 ب.ظ
 All your pleasures and all your sufferings

are related to only one phenomenon

 then you want to preserve the pleasures

And you want to drop the sufferings

Your asking is not impossible

It is difficult, it is not impossible



همه خوشی هایت و همه رنجهایت،

 فقط مربوط به یک پدیده می شود؛

پس بخواه خوشی ها را حفظ کنی.

و بخواه رنج ها را کاهش دهی.

 خواهش تو غیر ممکن نیست.

سخت است اما ناممکن نیست.


تاریخ: شنبه 28 شهریور 1394 05:14 ب.ظ
مولی الموالی امیر المومنین امام على علیه‏ السلام می فرمایند :


«عَلَى الْعاقِلِ اَنْ یُحْصى عَلى نَفْسِهِ مَساویَها فِى الدّینِ وَ الرَّأىِ وَ الاَْخْلاقِ وَ الاَْدَبِ،

فَیَجْمَعُ ذلِكَ فى صَدْرِهِ اَوْ فى كِتابٍ وَ یَعْمَلُ فى اِزالَتِها»


بر عاقل است كه بدی هایش را در دین، اندیشه، اخلاق و ادب


یادداشت كند


و به ‏خاطرش بسپارد و براى از بین بردن آنها بكوشد.


تحف العقول، ص
376



تاریخ: شنبه 28 شهریور 1394 05:09 ب.ظ
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر

 و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته

و المستشهدین بین یدی


تاریخ: شنبه 28 شهریور 1394 02:28 ب.ظ
زن

گـاهـی سـعــی مـی کـنـد ،


مـردانـه بـازی کـنـد !!!


مـردانه کـار کـنـد ...


مـردانـه قـدم بـردارد


مـردانـه فـکـر کـنـد


مـردانـه قـول دهــد


امـا هـر کـاری هـم کـه بـکـنـد


زن اســت !!!



احـسـاس دارد


لـطـیف اسـت



یـک جـا عـقـب مـی نـشـیـنـد و مـحـبـت تـو را مـی خـواهـد

زن اسـت دیـگــر ... !





تاریخ: شنبه 28 شهریور 1394 01:30 ب.ظ

کلمات کلیدی : دوست ،
تاریخ: شنبه 28 شهریور 1394 12:41 ق.ظ





Love is










تاریخ: جمعه 27 شهریور 1394 11:24 ب.ظ
بزرگى با شاگردش از باغى میگذشت..
 چشمشان به یک کفش کهنه افتاد.

شاگرد گفت :
گمان میکنم این کفشهای کارگرى است که در این باغ کار میکند،
 بیایید با پنهان کردن کفشها عکس العمل کارگر را ببینیم
و بعد کفشها را پس بدهیم و کمى شاد شویم..

استاد گفت :
چرا براى خندیدن خودمان او را ناراحت کنیم..؟
بیا کارى که میگویم انجام بده و عکس العملش را ببین...!
مقدارى پول درون آن کفش قرار بده و ...
 
شاگرد هم پذیرفت و بعد از قرار دادن پول، مخفى شدند.
کارگر براى تعویض لباس به وسائل خود مراجعه کرد و
همین که پا درون کفش گذاشت متوجه شیئى درون کفش شد
و بعد از وارسى ، پول ها را دید با گریه، فریاد زد :
 
خدایا شکرت..!
خدایی که هیچ وقت بندگانت را فراموش نمیکنى..! 
میدانى که همسر مریض و فرزندان گرسنه دارم و
 در فکر بودم که امروز با دست خالى و
 با چه رویی به نزد آنها باز گردم و همین طور اشک میریخت...


استاد به شاگردش گفت :
 همیشه سعى کن براى خوشحالیت، ببخشى نه بستانی..!


تاریخ: جمعه 27 شهریور 1394 07:23 ب.ظ





خواب بودم، خواب دیدم مرده ام / بی نهایت خسته و افسرده ام
تا میان گور رفتم دل گرفت / قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
روی من خروارها از خاک بود / وای، قبر من چه وحشتناک بود!
بالش زیر سرم از سنگ بود / غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود
هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت / سوره ی حمدی برایم خواند و رفت
خسته بودم هیچ کس یارم نشد/ زان میان یک تن خریدارم نشد
نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/ ترس بود و وحشت و دلواپسی
ناله می کردم ولیکن بی جواب/ تشنه بودم، در پی یک جرعه آب
آمدند از راه نزدم دو ملک/ تیره شد در پیش چشمانم فلک
یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟ / دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟
گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود/ لرزه بر اندام من افتاده بود
هر چه کردم سعی تا گویم جواب/ سدّ نطقم شد هراس و اضطراب
از سکوتم آن دو گشته خشمگین/ رفت بالا گرزهای آتشین
قبر من پر گشته بود از نار و دود/ بار دیگر با غضب پرسش نمود
ای گنه کار سیه دل، بسته پر/ نام اربابان خود یک یک ببر
گوئیا لب ها به هم چسبیده بود/ گوش گویا نامشان نشنیده بود
نامهای خوبشان از یاد رفت/ وای، سعی و زحمتم بر باد رفت
چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد/ بار دیگر بر سرم فریاد کرد
در میان عمر خود کن جستجو/ کارهای نیک و زشتت را بگو
هر چه می کردم به اعمالم نگاه/ کوله بارم بود مملو از گناه
کارهای زشت من بسیار بود/ بر زبان آوردنش دشوار بود
چاره ای جز لب فرو بستن نبود/ گرز آتش بر سرم آمد فرود
عمق جانم از حرارت آب شد/ روحم از فرط الم بی تاب شد
چون ملائک نا امید از من شدند/ حرف آخر را چنین با من زدند
عمر خود را ای جوان کردی تباه/ نامه اعمال تو باشد سیاه
ما که ماموران حق داوریم/ پس تو را سوی جهنم می بریم
دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود/ دست و پایم بسته در زنجیر بود
نا امید از هرکجا و دل فکار/ می کشیدندم به خِفّت سوی نار
ناگهان الطاف حق آغاز شد/ از جنان درهای رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان/ دیگران چون نجم و او چون کهکشان
صورتش خورشید بود و غرق نور/ جام چشمانش پر از خمر طهور
چشمهایش زندگانی می سرود/ درد را از قلب انسان می زدود
بر سر خود شال سبزی بسته بود/ بر دلم مهرش عجب بنشسته بود
کِی به زیبائی او گل می رسید/ پیش او یوسف خجالت می کشید
دو ملک سر را به زیر انداختند/ بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتند این زمزمه/ آمده اینجا حسین فاطمه؟!
صاحب روز قیامت آمده/ گوئیا بهر شفاعت آمده
سوی من آمد مرا شرمنده کرد/ مهربانانه به رویم خنده کرد
گشتم از خود بی خود از بوی حسین (ع)/ من کجا و دیدن روی حسین (ع)
گفت: آزادش کنید این بنده را/ خانه آبادش کنید این بنده را
اینکه این جا این چنین تنها شده/ کام او با تربت من وا شده
مادرش او را به عشقم زاده است/ گریه کرده بعد شیرش داده است
خویش را در سوز عشقم آب کرد/ عکس من را بر دل خود قاب کرد
بارها بر من محبت کرده است/ سینه اش را وقف هیئت کرده است
سینه چاک آل زهرا بوده است/ چای ریز مجلس ما بوده است
اسم من راز و نیازش بوده است/ تربتم مهر نمازش بوده است
پرچم من را به دوشش می کشید/ پا برهنه در عزایم می دوید
بهر عباسم به تن کرده کفن/ روز تاسوعا شده سقای من
اقتدا بر خواهرم زینب نمود/ گاه میشد صورتش بهرم کبود
تا به دنیا بود از من دم زده/ او غذای روضه ام را هم زده
قلب او از حب ما لبریز بود/ پیش چشمش غیر ما ناچیز بود
با ادب در مجلس ما می نشست/ قلب او با روضه ی من می شکست
حرمت ما را به دنیا پاس داشت/ ارتباطی تنگ با عباس داشت
اشک او با نام من می شد روان/ گریه در روضه نمی دادش امان
بارها لعن امیه کرده است/ خویش را نذر رقیه کرده است
گریه کرده چون برای اکبرم/ با خود او را نزد زهرا (س) می برم
هرچه باشد او برایم بنده است/ او بسوزد، صاحبش شرمنده است
در مرامم نیست او تنها شود/ باعث خوشحالی اعدا شود
گرچه در ظاهر گنه کار است و بد/ قلب او بوی محبت میدهد
سختی جان کندن و هول جواب/ بس بود بهرش به عنوان عقاب
در قیامت عطر و بویش می دهم/ پیش مردم آبرویش می دهم
آری آری، هرکه پا بست من است/ نامه ی اعمال او دست من است
ناگهان بیدار گردیدم زخواب/ از خجالت گشته بودم خیس آب
دارم اربابی به این خوبی ولی/ می کنم در طاعت او تنبلی؟
من که قلبم جایگاه عشق اوست/ پس چرا با معصیت گردیده دوست؟
من که گِریَم بهر او شام و پگاه/ پس به نامحرم چرا کردم نگاه؟
من که گوشم روضه ی او را شنید/ پس چرا شد طالب ساز پلید؟
چشم و گوش و دست و پا و قلب و دل/ جملگی از روی مولایم خجل
شیعه بودن کی شود با ادعا؟/ ادعا بس کن اگر مردی بیا
پا بنه در وادی عشق و جنون/ حبّ دنیا را ز قلبت کن برون
حبّ دنیا معصیت افزون کند/ معصیت قلب ولیّ را خون کند
باش در شادی و غم عبد خدا/ کن حسابت را ز بی دینان جدا
قلب مولا را مرنجان ای جوان/ تا شوی محبوب رب مهربان
سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند/ غافل از واقعه ی روز حسابت نکند
ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی (ع)/ آن چنان باش که ارباب جوابت نکند!


تاریخ: جمعه 27 شهریور 1394 05:48 ب.ظ



هر چند كه بیمار تو هستیم همه
دیوانه ی دیدار تو هستیم همه


بین خودمان بماند آقا عمری است

انگار طلب كار تو هستیم همه




آب حیات منست خاک سر کوی دوست
گر دو جهان خرمیست ما و غم روی دوست

ولوله در شهر نیست جز شکن زلف یار
فتنه در آفاق نیست جز خم ابروی دوست

داروی مشتاق چیست زهر ز دست نگار
مرهم عشاق چیست زخم ز بازوی دوست

دوست به هندوی خود گر بپذیرد مرا
گوش من و تا به حشر حلقه هندوی دوست

گر متفرق شود خاک من اندر جهان
باد نیارد ربود گرد من از کوی دوست

گر شب هجران مرا تاختن آرد اجل
روز قیامت زنم خیمه به پهلوی دوست

هر غزلم نامه‌ایست صورت حالی در او
نامه نوشتن چه سود چون نرسد سوی دوست

لاف مزن سعدیا شعر تو خود سحرگیر
سحر نخواهد خرید غمزه جادوی دوست

سعدی




سلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلاست

هرکه در این حلقه نیست خارج از این ماجراست


تعداد کل صفحات : 5 1 2 3 4 5
تازه ترین مطالب
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


تماس با ما

کد هدایت به بالا

دعای فرج سوره قرآن __________________________

_______________________________

رفتـــ 25
__________________________ _________________________ حدیث موضوعی _____________________

کد کج شدن گوشه تصویر

__________________

کد سایه دار شدن لینک ها

------------------------


مرجع کد آهنگ برای وبلاگ