گویا دوباره شعرهایم بیقرارند
وزن و ردیف و قافیه در انتظارند

بلبل نشسته در غم و اندوه با گل
باغ و گل و بلبل در اندوه بهارند

مجنون و لیلی، خسرو و شیرین دمادم
درسرهوای دیدن روی تو دارند

هر آنچه شاعر بود در توصیف این عشق
دنبال بیتی با ردیف "وصل یارند"

پیران سفر کردند و طفلان پیر گشتند
"امن یجیب" اینجا همه در اضطرارند

هرعاشقی دورسرت میگردد ای شاه
جز ماهِ رویت کعبه ای دیگر ندارند

گفتند یا وصل تو یا مرگ و خلاصی
عُشّاقِ تو با جان سر میز قمارند

برگرد، در هجر تو مجنون گشت شاعر...
یک عمر شد دیوانه ها در انتظارند