تبلیغات
حرف دل را به تو خواهم گفت‏! به تو که جنست از خداست؛کافیست مرا باور کنی... - مطالب اسفند 1392
درباره من
انسانها به میزان هویتشان عاشق میشوند

هرچه میزان هویتشان عمیق تر،

در عشقشان وفادارتر

و به میزان کمبودهایشان آزارت می دهند!!!

و به اندازه درکشان می فهمند!!!

و به اندازه ی شعورشان

به باورها و حرف هایشان عمل می کنند...

******************************
زندگی جاریست....

نقطه های مشترک را میشود

ممتد کنیم..................ـــــــــــــــــــــــــــــــ




________________________

هر کسی از ظنُ خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من ...

__________________________


من اگر عاشقانه مینویسم.

فقط مینویسم تا عشق، یاد قلبم بماند.

...در این ژرفای دل کندن ها...

...عادت ها و هوس ها...

...من فقط تمرین " آدم بودن " میکنم!...


________________________________

یا صاحب الزمان

کجاروم من از این در، که خانه ام اینجاست

کبوتر توام و آشیانه ام اینجاست

اگر چه بال و پرم شکسته! اما شکر

نشسته ام به سرایت که لانه ام اینجاست

دلم گرفته بهانه، برای دیدن تـــــــو

نمیروم من از اینجا بهانه ام اینجاست


*اللهم عجل لولیک الفرج*

جستجو در وبلاگ
تاریخ: جمعه 16 اسفند 1392 01:48 ب.ظ


هیچ وقت نمیدانیم چقدر به خواسته مان نزدیکیم


و گاهی در یک قدمی هدف ازآن دست میکشیم.

وقتی چاهی را حفر میکنیم و به آب نمیرسیم ممکن است

فقط یکی دو ضربه دیگر تا دست یابی به آب لازم باشد.

یادمان باشد در تاریکترین زمان شب در یک قدمی صبح هستیم

 و اگر همان موقع بخوابیم از درک سپیده دم و طلوع خورشید محروم می شویم.



تاریخ: جمعه 16 اسفند 1392 01:46 ب.ظ


وَ الْفَجْرِ(1) وَ لَیَال عَشر(2) وَ الشفْع وَ الْوَتْرِ(3) وَ الَّیْلِ إِذَا یَسرِ(4)

سوگند به سپیده دم. و سوگند به شبهای ده‏گانه. و سوگند به جفت و

فرد و قسم به شب هنگامی كه به سوی روشنایی روز حركت می‏كند.


جابربن یزید جعفی از امام صادق علیه ‏السلام روایت كرده كه

حضرت فرمود. اینكه خدای عزوجل فرمود:
(والفجر) فجر همان قائم

علیه ‏السلام است.
لیال عشر (شبهای ده‏گانه) امامان علیهم ‏السلام

می‏باشند از امام مجتبی تا امام حسن عسكری علیه ‏السلام و منظور از

(شفع) امیرالمومنین و فاطمه علیهم السلام می‏باشند و منظور از (وتر)

همان خداوند یكتاست كه هیچ شریك و مانندی ندارد.


المحجة فی ما نزل فی القائم الحجة.


تاریخ: پنجشنبه 15 اسفند 1392 01:37 ب.ظ


اگر بخواهیم کاری انجام بدهیم راهش را پیدا می کنیم


و اگر نخواهیم دست به عمل بزنیم بهانه اش را

تفاوت در ابتدای کار چشم گیر نیست ولی نتیجه بسیار متفاوت است

کسی که میخواهد دستاوردی داشته باشد، می جوید،می یابد و به نتیجه میرسد.

و کسی که نمی خواهد،بجای تلاش،مدام به دنبال بهانه است که بگوید نمی شود و شرایط مهیا نیست.


تاریخ: چهارشنبه 14 اسفند 1392 10:30 ق.ظ

عمر کوتاه نیست ما کوتاهی میکنیم لحظه ها یکی بعد از دیگری از دست میروند

فرصت ها هم در پی یکدیگر می آیند و می روند و قلاب ما کنار رودخانه جاری زمان بلا استفاده مانده است.

یادمان باشد فرصت ها مثل ابر بهاری می گذرند و باید در کمین آنها باشیم و شکارشان کنیم و گر نه می روند

 و باز هم نخواهند گشت و ما دست خالی خواهیم ماند.


تاریخ: جمعه 9 اسفند 1392 11:50 ق.ظ
بخشنده بودن لیاقت میخواهد ، قلبی بزرگ و مهربان

قلبی بزرگ و مهربان ، رها بودن از خودخواهی و دلبستگی

و مسئولیت و انسانیت می خواهد ، چشمی بینا و گوشی شنوا

تا درک کنند و دستی که یاری کردن را بلد باشد.

نکند جیبی پر داشته باشیم و ذهنی تهی

دارا باشیم و یارا نباشیم، ببینیم و برویم

بشنویم و بی توجهی کنیم ، یادمان باشد

آنچه میدهیم ، فرصتی به خود برای بالندگیست

نه اندکی داشته  از داشته هایمان....




تاریخ: جمعه 9 اسفند 1392 11:39 ق.ظ


شاخه های درخت هنگامی که حسابی بار دهند خم میشوند

قهرمان جهان هم که باشی باید برای گرفتن مدال خم شوی

هنگام عبادت هم در برابر پروردگار کمر خم می کنیم

یادم باشد بزرگ شدن نشانه هایی دارد که یکی از آنها

افتادگی هست  و آنانکه این راز را نمیدانند دچار کبر و غرور میگردند

و شروع به تکبر  آغاز راه  حقارت است.



تاریخ: پنجشنبه 8 اسفند 1392 11:18 ب.ظ

شنیدم که شما فصل بهاری آقا ، به دل خسته ما صبر و قراری آقا

عمر یکسال گذشت و خبری از تونشد ، هوس آمدن این جمعه نداری آقا ؟

در هیاهوی شب عید ، تو را گم کردم ؛ غافل از اینکه شما اصل بهاری آقا ...

 


تاریخ: پنجشنبه 8 اسفند 1392 07:19 ب.ظ
دعا پشتِ دعا برای آمدنت ،
گناه پشتِ گناه برای نیامدنت !،
دل درگیر ، میان این دو انتخاب؛
کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟!
.
.
.
.
.
.
.
روزی هزار بار دلت راشکسته ام
بیخود به انتظار وصالت نشسته ام
هربار این تویی که رسیدی و در زدی
هربار این منم که در خانه بسته ام
هر جمعه قول میدهم آدم شوم ولی
هم عهد خویش هم دلت راشکسته ام


تاریخ: چهارشنبه 7 اسفند 1392 02:39 ب.ظ


تاریخ: چهارشنبه 7 اسفند 1392 12:20 ب.ظ
ﻣﻘﯿﻢ ﻟﻨﺪﻥ ﺑﻮﺩ، ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺯﺩ .

راننده بقیه پول را كه بر می گرداند 20 پنس اضافه تر می دهد .


ﻣﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻠﻨﺠﺎﺭ ﺭﻓﺘﻢ ﮐﻪﺑﯿﺴﺖ ﭘﻨﺲ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﻢ ﯾﺎ ﻧﻪ؟

 ﺁﺧﺮ ﺳﺮ ﺑﺮﺧﻮﺩﻡ ﭘﯿﺮﻭﺯ ﺷﺪﻡ ﻭ ... ﺑﯿﺴﺖ ﭘﻨﺲ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻡ ﻭﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺯﯾﺎﺩ ﺩﺍﺩﯼ ...


ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ . ﻣﻮﻗﻊ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺁﻗﺎ

 ﺍﺯ ﺷﻤﺎﻣﻤﻨﻮﻧﻢ . ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯽ ؟ ﮔﻔﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﻣﺮﮐﺰ ﺷﻤﺎ

 ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺷﻮﻡ ﺍﻣﺎﻫﻨﻮﺯ ﮐﻤﯽ ﻣﺮﺩﺩ ﺑﻮﺩﻡ . ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﻢﺷﺪﯾﺪ

ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﻢ . ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡﺷﺮﻁ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﮔﺮ ﺑﯿﺴﺖ ﭘﻨﺲ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﺑﯿﺎﯾﻢ .


ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﻢ !


ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ : ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﺷﺪ ﺣﺎﻟﯽﺷﺒﯿﻪ ﻏﺶ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ .
 
ﻣﻦ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺩم بودم در حالیكه داشتم تمام اسلام را به بیست پنس میفروختم.


تاریخ: چهارشنبه 7 اسفند 1392 11:55 ق.ظ

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی میکردن. پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد.

پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد. اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد.

همون شب دختر کوچولو با ارامش تمام خوابیدو خوابش برد. ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده

 

نتیجه اخلاقی داستان

 

عذاب وجدان همیشه برا كسی است كه صادق نیست

آرامش از آن كسی است كه صادق است

لذت دنیا برا كسی نیست كه با آدم صادق زندگی می كند

آرامش دنیا برا كسی است كه با وجدان صادق زندگی میكند




تاریخ: دوشنبه 5 اسفند 1392 02:45 ب.ظ


عَوِّدْ نَفْسَكَ حُسْنَ النِّیَّةِ وَ جَمیلَ الْمَقْصَدِ، تُدْرِكْ فى مَباغیكَ النَّجاحَ؛(غررالحكم، ح 623. )

خودت را به داشتن نیّت خوب و مقصد زیبا عادت ده، تا در خواسته ‏هایت موفق شوى .



تاریخ: دوشنبه 5 اسفند 1392 02:41 ب.ظ

پیامبر صلى الله علیه و آله:

أَلا اُنَبِّئُكُم بِخیارِكُم؟ قالوا: بَلى یا رَسولَ اللّه . قالَ: أَحسَنُكُم أخلاقا المُوَطِّئون اَكنافا، الَّذینَ یَألِفونَ ویُؤلَفونَ؛

آیا شما را از بهترین افرادتان خبر ندهم؟ عرض كردند: چرا، اى رسول خدا. حضرت فرمودند: خوش اخلاق ترین

شما، آنان كه نرمخو و بى آزارند، با دیگران انس میگیرند و دیگران نیز با آنان انس و الفت مى گیرند.

(غررالحكم، ج6، ص441، ح10926)



تاریخ: دوشنبه 5 اسفند 1392 02:31 ب.ظ

امام صادق علیه السلام:

لَمّا سُئِلَ عَن حَدِّ حُسنِ الخُلقِ: تُلَیِّنُ جانِبَكَ وَتُطَیِّبُ كَلامَكَ وَتَلقى أخاكَ بِبِشرٍ حَسَنٍ؛

در پاسخ به پرسش از معناى خوش اخلاقى فرمودند: نرمخو و مهربان باشى، گفتارت پاكیزه و مؤدبانه باشد و با برادرت با خوشرویى برخورد كنى.

(غررالحكم، ج2، ص451، ح3260)



تاریخ: دوشنبه 5 اسفند 1392 02:30 ب.ظ

امام على علیه السلام:

رَوِّضوا أَنفُسَكُم عَلَى الخلاقِ الحَسَنَةِ فَإِنَّ العَبدَ المُؤمِنَ یَبلُغُ بِحُسنِ خُلقِهِ دَرَجَةَ الصّائِمِ القائِمِ؛


خودتان را بر خوش اخلاقى تمرین و ریاضت دهید،


زیرا كه بنده مسلمان با خوش اخلاقى خود به درجه روزه گیر شب زنده دار مى رسد.




تاریخ: دوشنبه 5 اسفند 1392 01:55 ب.ظ
مدیرکل آموزش و پرورش کوهبنان:
دانش و مهارت معلمان باید با عمل همراه باشد

مدیرکل آموزش و پرورش کوهبنان گفت: وظیفه معلم تنها تدریس دروس محوله نیست، بلکه تمام صفات او به دانش‌آموز سرایت می‌کند و به شکل الگو در می‌آید و معلمان باید به گفتار خود عمل کنند.


به گزارش خبرگزاری فارس از کوهبنان، حسین اکبری ظهر امروز در همایش مهارت‌های زندگی در جمع فرهنگیان این شهرستان اظهار داشت: تربیت نخستین مسئله مطرح شده در جبهه آموزش و پرورش است که آگاهی از آسیب‌های اجتماعی و کسب مهارت‌های برخورد با این آسیب‌ها مسیر تربیت درست و صحیح را برای معلمان و والدین هموار می‌سازد.

مدیر آموزش و پرورش کوهبنان اذعان داشت: وظیفه معلم تنها تدریس دروس محوله نیست و رابطه معلم با دانش‌آموز تنها معلومات و مهارت‌های معلم انتقال نمی‌یابد، بلکه تمام صفات و خلقیات و رفتار ظاهری او به دانش‌آموز سرایت می‌کند و در ذهن او نقش می‌بندد و به شکل الگو در می‌آید.

اکبری عنوان کرد: برخورد غلط با دانش‌آموزان بر سرنوشت آنها تاثیر می‌گذارد برهم زدن شخصیت انسانی و نابود ساختن آن صرف عمل فیزیکی نیست و چه بسا گاهی یک رفتار و برخورد بد می‌تواند کسی را از زندگی ساقط سازد.

این مسئول ابراز داشت: معلم می‌تواند با رفتار و سیره خود تاثیر قابل توجهی بر جامعه بگذارد با رفتار و گفتار نیکو دانش‌آموز را خوب تربیت دهد و خدمت بزرگی را به اجتماع عرضه دارد، اگر رفتاری بد و منحرفانه دانش‌آموز را به انحراف و تباهی بکشاند، بزرگترین خیانت را به جامعه روا داشته است.

وی خاطرنشان کرد: حرفه معلمی از حساس‌ترین و مسئولیت‌پذیرترین مشاغل اجتماعی است و معلمان به عنوان کسانی که در خط مقدم تربیت خدمت می‌کنند، رسالتی عظیم را پذیرفتند که در انجام این رسالت نیاز به کسب مهارت‌ها و اطلاعات گسترده اجتماعی و تربیتی دارند.

مدیر آموزش و پرورش کوهبنان ابراز داشت: معلم باید به علم خود عامل باشد تا آموزش آن نفوذپذیر و اثرگذار باشد، اگر بین گفتار و عملش تناقص وجود داشته باشد، افرادی را پرورش می‌دهد که بسیار می‌گویند، اما عملی را انجام نمی‌دهند و با این عمل خود یکی از بزرگترین مصائب جامعه را رقم می‌زند.

اکبری خاطرنشان کرد: صرف برگزاری همایش‌ها و آموزش مهارت‌های زندگی و ارائه راه‌کارهای مفید نمی‌تواند کافی باشد، دانش و مهارت باید عمل را نیز در پی داشته باشد تا یادگیری انجام شده را تکمیل کند.



تاریخ: شنبه 3 اسفند 1392 10:17 ب.ظ

ღ . . . مـــن می نویسم . . . ღ

ღ . . . وتـــــــو نـــمی خوانی . . . ღ

ღ . . . امـــــــــــا . . . ღ

ღ . . . مخــاطب که تـــو باشــی…مدیــــــونم اگر ننـــــــویسم امینم . . .ღ



تاریخ: شنبه 3 اسفند 1392 03:07 ب.ظ

پسری که خیلی دوست دختر داشت بالاخره عاشق شد و


ازدواج کرد...!!بعد خدا بهش یه دختر داد...!!


یه روزبهش گفتم که یادته چجوری اشک

دختر ها
رو در میاوردی...؟!
حالا خودت

 هم دختر داری...!!نظرت چیه...؟؟
تحمل

اشکش و داری...؟!
بهم گفت:فقط می تونم

 بگم پشیمونم و امیدوارم همه اونها که

دلشون رو
شکستم منو ببخشن...!!
هیچ

پدری طاقت دیدن اشکهای دخترشونداره..!!


پدر های آینده...!! به دختر دار شدنتون خوب

 فکر کنید
!!!
فلانی زمین گرده ها...!!!


تاریخ: شنبه 3 اسفند 1392 01:47 ب.ظ

باید بدجنس باشی تا عاشقت بشن


باید خیانت کنی تا دیوونت باشن


باید دروغ بگی تاهمیشه تو فکرت باشن


باید هی رنگ عوض کنی تا دوست داشته باشن

 

اگه ساده ای اگه باوفایی اگه یه رنگی


همیشه تنهــایی


این حرفا باورم شده


اما همون ساده  باوفا  و  یه رنگ


میمانم.



تاریخ: پنجشنبه 1 اسفند 1392 02:53 ب.ظ

نماز اهرم است، بار نیست!


اصولًا انسانِ محدود، در میان مشکلات متعدّد و حوادث ناگوار، اگر متصل به قدرت نامحدود الهی نباشد، متلاشی و منکوب می‌شود. و انسانِ مرتبط با خداوند، در حوادث و سختی‌ها، خود را نمی‌بازد و برای او حوادث، بزرگ نمی‌نماید. کسی که نماز را با حضور قلب و با توجّه می‌خواند، به معراج می‌رود. هر چه پرواز معنوی او بیشتر باشد و بالاتر رود، دنیا و مشکلات آن و حتّی خوشی‌های آن کوچکتر می‌شود.


نماز

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ (بقره ـ 153)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! (در برابر حوادث سخت زندگی) از صبر و نماز کمک بگیرید، همانا خداوند با صابران است.

مشابه این کلام الهی را در همین سوره (بقره، 45) خواندیم که خداوند به بنی اسرائیل می‌فرمود: در برابر ناملایمات و سختی‌ها، از صبر و نماز کمک بگیرید.

در این آیه نیز به مسلمانان دستور داده می‌شود تا در برابر حوادث سخت زندگی، از صبر و نماز یاری بجویند. آری، دردهای یکسان، داروی یکسان لازم دارد.

اصولًا انسانِ محدود، در میان مشکلات متعدّد و حوادث ناگوار، اگر متصل به قدرت نامحدود الهی نباشد، متلاشی و منکوب می‌شود. و انسانِ مرتبط با خداوند، در حوادث و سختی‌ها، خود را نمی‌بازد و برای او حوادث، بزرگ نمی‌نماید. کسی که نماز را با حضور قلب و با توجّه می‌خواند، به معراج می‌رود. هرچه پرواز معنوی او بیشتر باشد و بالاتر رود، دنیا و مشکلات آن و حتّی خوشی‌های آن کوچکتر می‌شود.

انسان، یا در نعمت بسر می‌برد که باید به آیه قبل عمل کند «فَاذْكُرُونِی»، «اشْكُرُوا لِی» و یا در سختی بسر می‌برد که باید به این آیه عمل کند «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ» خداوند می‌فرماید: خدا با صابران است و نمی‌فرماید: با نمازگزاران است. زیرا نماز نیز نیاز به صبر و پایداری دارد. (تفسیر روح المعانی)

در روایات می‌خوانیم: هرگاه کار سختی برای امام علی علیه السلام پیش می‌آمد حضرت دو رکعت نماز می‌خواند. (تفسیر صافی، ج 1، ص 111)

صبر، مادر همه کمالات است. صبر در جنگ، مایه شجاعت است. صبر در برابر گناه، وسیله تقواست. صبر از دنیا، نشانه زهد است. صبر در شهوت، سبب عفّت است. صبر در عبادت، موجب طاعت، و صبر در شبهات، مایه ی وَرع است. (تفسیر أطیب البیان، ج 2، ص 258)

اگرچه خداوند با هر کس و در هر جایی حضور دارد «هُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ ما كُنْتُمْ» و لکن همراهی خدا با صابران، معنای خاصّی دارد و آن لطف، محبّت و یاری رسانی خداوند به صابران است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»

به عکس آنچه بعضی تصور می‌کنند،" صبر" هرگز به معنی تحمل بدبختی ها و تن دادن ذلت و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست، بلکه صبر و شکیبایی به معنی پایداری و استقامت در برابر هر مشکل و هر حادثه است.

لذا بسیاری از علمای اخلاق برای" صبر" سه شاخه ذکر کرده‌اند:

صبر بر اطاعت (مقاومت در برابر مشکلاتی که در راه طاعت وجود دارد).

صبر بر معصیت (ایستادگی در برابر انگیزه‌های گناه و شهوات سرکش و طغیانگر).

و صبر بر مصیبت (پایداری در برابر حوادث ناگوار و عدم خود باختگی و شکست روحی و ترک جزع و فزع).

کمتر موضوعی را در قرآن می‌توان یافت که مانند" صبر" تکرار و مورد تأکید قرار گرفته باشد، در قرآن مجید در حدود هفتاد مورد از "صبر"، سخن به میان آمده که بیش از ده مورد از آن به شخص پیامبر صلی الله و علیه وآله اختصاص دارد.

تاریخ مردان بزرگ گواهی می‌دهد که یکی از عوامل مهم یا مهمترین عامل پیروزی آنان استقامت و شکیبایی بوده است، افرادی که از این صفت بی‌بهره‌اند در گرفتاری ها بسیار زود از پا در می‌آیند و می‌توان گفت نقشی را که این عامل در پیشرفت افراد و جامعه‌ها ایفا می‌کند، نه فراهم بودن امکانات دارد و نه استعداد و هوش و مانند آن.

به همین دلیل در قرآن مجید روی این موضوع با مۆکدترین بیان تکیه شده است، آنجا که می‌گوید: إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ:" صابران پاداش خود را بی‌حساب می‌گیرند" (زمر- 10).

و در مورد دیگر بعد از ذکر" صبر در برابر حوادث" می‌خوانیم: إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ:" این کار از محکمترین کارها است" (لقمان- 17).

صبر

اصولاً ویژگی استقامت و پایمردی، این است که فضائل دیگر بدون آن ارج و بهایی نخواهد داشت که پشتوانه همه آنها صبر است و لذا در "نهج البلاغه" در" کلمات قصار" می‌خوانیم:

و علیکم بالصبر، فان الصبر من الایمان کالراس من الجسد، و لا خیر فی جسد لا راس معه، و لا فی ایمان لا صبر معه:

" بر شما باد به صبر و استقامت که صبر در برابر ایمان همچون سر است در مقابل تن، تن بی‌سر فایده‌ای ندارد، همچنین ایمان بدون صبر ناپایدار و بی‌نتیجه است" (نهج البلاغه کلمات قصار شماره 82)

در روایات اسلامی عالیترین صبر را آن دانسته‌اند که به هنگام فراهم آمدن وسائل عصیان و گناه انسان مقاومت کند و از لذت گناه چشم بپوشد.

در آیه مورد بحث مخصوصاً به مسلمانان انقلابی نخستین که دشمنان نیرومند و خونخوار و بی‌رحم از هر سو آنها را احاطه کرده بودند، دستور داده شده است که در برابر حوادث مختلف از قدرت صبر و پایمردی کمک بگیرند، که نتیجه آن استقلال شخصیت و اتکاء به خویشتن و خود یاری در پناه ایمان به خدا است و تاریخ اسلام این حقیقت را به خوبی نشان می‌دهد که همین اصل اساسی پایه اصلی همه پیروزیها بود.

موضوع دیگری که در آیه بالا به عنوان یک تکیه گاه مهم در کنار صبر، معرفی شده" صلوة" (نماز) است، لذا در احادیث اسلامی می‌خوانیم: کان علی (علیه السلام) اذا اهاله امر فزع قام الی الصلاة ثم تلی هذه الایة اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ...:

صبر در جنگ، مایه شجاعت است. صبر در برابر گناه، وسیله تقواست. صبر از دنیا، نشانه زهد است. صبر در شهوت، سبب عفّت است. صبر در عبادت، موجب طاعت، و صبر در شبهات، مایهء وَرع است

همانطور که گفتیم " هنگامی که علی (علیه السلام) با مشکلی روبرو می‌شد به نماز برمی‌خاست و پس از نماز به دنبال حل مشکل می‌رفت و این آیه را تلاوت می‌فرمود:" اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ..."

از این موضوع هرگز نباید تعجب کرد، زیرا هنگامی که انسان در برابر حوادث سخت و مشکلات طاقت‌فرسا قرار می‌گیرد، و نیروی خود را برای مقابله با آنها ناچیز می‌بیند، نیاز به تکیه گاهی دارد که از هر جهت نامحدود و بی انتها باشد، نماز او را با چنین مبدئی مربوط می‌سازد، و با اتکاء بر او می‌تواند با روحی مطمئن و آرام امواج سهمگین مشکلات را در هم بشکند.

بنابراین آیه فوق در حقیقت به دو اصل توصیه می‌کند یکی اتکای به خداوند که نماز مظهر آن است و دیگری مساله خود یاری و اتکای به نفس که به عنوان صبر از آن یاد شده است.

 

پیام‌های آیه:

1 ـ ایمان اگر همراه با عمل و توکّل و صبر و عبادت باشد، کاربرد بیشتری خواهد داشت. «الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ»

2 ـ نماز اهرم است، بار نیست. «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ»

3 ـ صبر و نماز، وسیلهء جلب حمایت‌های الهی هستند. «اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»

4 ـ اگرچه خداوند با هر کس و در هر جایی حضور دارد «هُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ ما كُنْتُمْ» و لکن همراهی خدا با صابران، معنای خاصّی دارد و آن لطف، محبّت و یاری رسانی خداوند به صابران است. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»


 به نقل از: بخش قرآن تبیان



تازه ترین مطالب
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


تماس با ما

کد هدایت به بالا

دعای فرج سوره قرآن __________________________

_______________________________

رفتـــ 25
__________________________ _________________________ حدیث موضوعی _____________________

کد کج شدن گوشه تصویر

__________________

کد سایه دار شدن لینک ها

------------------------


مرجع کد آهنگ برای وبلاگ