تبلیغات
حرف دل را به تو خواهم گفت‏! به تو که جنست از خداست؛کافیست مرا باور کنی... - مطالب بهمن 1392
درباره من
انسانها به میزان هویتشان عاشق میشوند

هرچه میزان هویتشان عمیق تر،

در عشقشان وفادارتر

و به میزان کمبودهایشان آزارت می دهند!!!

و به اندازه درکشان می فهمند!!!

و به اندازه ی شعورشان

به باورها و حرف هایشان عمل می کنند...

******************************
زندگی جاریست....

نقطه های مشترک را میشود

ممتد کنیم..................ـــــــــــــــــــــــــــــــ




________________________

هر کسی از ظنُ خود شد یار من

از درون من نجست اسرار من ...

__________________________


من اگر عاشقانه مینویسم.

فقط مینویسم تا عشق، یاد قلبم بماند.

...در این ژرفای دل کندن ها...

...عادت ها و هوس ها...

...من فقط تمرین " آدم بودن " میکنم!...


________________________________

یا صاحب الزمان

کجاروم من از این در، که خانه ام اینجاست

کبوتر توام و آشیانه ام اینجاست

اگر چه بال و پرم شکسته! اما شکر

نشسته ام به سرایت که لانه ام اینجاست

دلم گرفته بهانه، برای دیدن تـــــــو

نمیروم من از اینجا بهانه ام اینجاست


*اللهم عجل لولیک الفرج*

جستجو در وبلاگ
تاریخ: چهارشنبه 30 بهمن 1392 01:44 ب.ظ
یاد من باشد از فردا صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا آب زمین
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت
خانه ی دل بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت
بزدایم دیگر تاری گرد کدورت از دل
مشت را باز کنم تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم





تاریخ: سه شنبه 29 بهمن 1392 03:21 ب.ظ


قدرت اراده و کنترل مغز

Ben یک پسر نوجوان نابینا است که هر دو چشم خودش را در سن ۲ سالگی بر اثر سرطان از دست داده و الآن چشمهای پلاستیکی دارد. مادر او از همان اول با او مثل بقیه بچه‌هایش رفتار کرده و به او گفته می‌تواند با گوشهایش همان کاری را بکند که چشمهایش می‌کنند. نتیجه آن بعد از ۱۲ سال این است که او می‌تواند مثل دلفینها (یا خفاشها) با ایجاد صداهای ریز شبیه کلیک و انعکاس آن از اشیاء اطرافش همه چیز را بخوبی ببیند!

کارهایی که او می‌تواند انجام دهد واقعاً برای یک فرد نابینا غیر قابل تصور است. او براحتی فوتبال‌دستی بازی می‌کند و دوستانش را در بازیهای کامپیوتری شکست می‌دهد. در خیابان اسکیت سواری می‌کند و  با بقیه بچه‌های هم‌سن خودش به مدرسه معمولی می‌رود. او یک پسر خوشحال است.

ما که چشم و قدرت بینایی داریم چقدر از آن درست و در جهت صحیح استفاده می‌کنیم؟ چقدر از حواسمان و قدرت مغزمان مطابق آنچه شایسته یک موجود متعقل که از تعقل و هوشش برای کسب دانش در جهت فهم بهتر حقایق موجود در خلقت و سازگاری زندگی خودش با آن حقایق است استفاده می‌کنیم؟ چقدر داریم در زندگی‌مان غر می‌زنیم از نبودن امکانات و اینکه شرایط برای اینکه به اهداف و آرزوهایمان برسیم آماده نیست؟ باید از زندگی Ben و افرادی نظیر او درس بگیریم و قدر هر موهبتی که با ما عطا شده را در لحظه‌لحظه زندگی بدانیم و از بیهوده تلف کردن پتانسیل عظیم خود بپرهیزیم. آینده بهتر ازآن کسانی است که نشان داده‌اند بار امانتی تعقل را به درستی بر دوش کشیده‌اند.

و اما!!!

به ادامه توجه کنید...




تاریخ: دوشنبه 28 بهمن 1392 10:14 ب.ظ

گـــــیرم که باخته ام,.....

 اما کســـی جرات ندارد به من دست بزند

 یا از صفحه بازی بیرون کند

شوخی که نیست

 من “شـــــــــــــــــــــاه” شطرنجم



تاریخ: شنبه 26 بهمن 1392 11:42 ق.ظ
 

مرد باش
زمین به مرد بودنت نیاز داره ....
مرد باش .... مردونه حرف بزن ... مردونه بخند ... مردونه عشق بورز ...
مردونه رفتار کن... مردونه ببخش ....
مرد باش ، نه فقط با جسمت ، بانگاهت ، با احساست ، با آغوشت ... مردباش و هیچوقت نامردی نکن
مخصوصا برای کسی که به مردونگیت تکیه کرده و باورت کرده مرد باش .






زن باش

آنگونه که بانو صدایت کنند

زن باش ... زنونه رفتار کن....نازیدن برای توست...

زن باش و با وقار....وقاری در خور خودت...زنونه عشق بورز...

زن باش و نه فقط با جسمت ، با روحت ، با احساست ، با محبتت.... زن باش و بانویی کن...

بانویی کن و مهر بورز برای کسی که تکیه گاهت شده...





تاریخ: شنبه 26 بهمن 1392 11:34 ق.ظ
همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا ، به سوی آنجا که بتوانی انسان تر باشی و از آنچه که هستی و هستند فاصله بگیری ، این رسالت دایمی توست …



تاریخ: شنبه 26 بهمن 1392 11:31 ق.ظ

به حکیم ارد بزرگ گفتند : چکار کنیم تا عمرمان دراز شود .

حکیم فرمود : درازای زندگی در بخشندگی و مهربانی است .

گفتند : بخشندگی و مهربانی از سادگی است و دیگران سهم ما را خواهند خورد و بیچاره می شویم !

حکیم تبسمی نمود و فرمود : کسانی که از درون مهربان خویش دور شده اند همواره زندگی را بر خود سخت می کنند.

خوی مهربان ، ریشه در سرشت گل ها دارد . مهر و مهربانی درخشش باورهای پاک درون آدمیان است . ماندگارترین نوا ، آهنگ مهربانی است.



تاریخ: شنبه 26 بهمن 1392 11:30 ق.ظ

گویند : صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت. نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛

پس ، از او خواستند كه پس از نماز ، بر منبر رود و پند گوید. پذیرفت.

نماز جماعت تمام شد. چشم ‏ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست.

بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به جماعت گفت :

مردم! هر كس از شما كه مى ‏داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد ، برخیزد !

كسى برنخاست. گفت :

حالا هر كس از شما كه خود را آماده مرگ كرده است ، برخیزد !

باز كسى برنخاست. گفت : شگفتا از شما كه به ماندن اطمینان ندارید ؛ اما براى رفتن نیز آماده نیستید !



تاریخ: شنبه 26 بهمن 1392 11:24 ق.ظ

راز عشق, شریک زندگی, رازهای عشق و عاشقی
1. راز عشق در تواضع است .

این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست.
بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است.
میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند،
تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت
آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد.

 

2. راز عشق در احترام متقابل است.
احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند .
اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ،
با احترام به نظریاتش گوش کن .
احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد .

 

3. راز عشق در این است که
به یکدیگر سخت نگیرید .
عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .

 

4. راز عشق در این است که
هر روز کاری کنی که شریک زندگی ات را
خوشحال کند.

کاری مثل دادن هدیه ای کوچک ،تحسین ،
لبخندی از روی محبت .
نگذار که جویبار محبت از کمی باران ، بخشکد.

 

5. راز عشق در این است که
رابطه تان را مانند یک باغ ، با محبت تزئین کنید .
بذر علاقه ها و عقیده های تازه را
بکار که زیبایی بروید .
ضمنا فراموش نکن که باغ را باید هرس کرد ، مبادا
غنچه های گل پوشیده از علف های هرز عادت شود .
برای اینکه عشق همواره با طراوت بماند باید به آن
مثل هنر خلاقانه نگاه کرد .

 

6. راز عشق در خوش مشربی است .
شوخی با دیگران را فراموش نکن ، در ضمن
مراقب شوخی هایت هم باش .
شوخی نا پسند نکن . شوخی باید از روی حسن نیت

باشد ،نه نیشدار .

 

7. راز عشق در این است که
حقیقت اصلی عشق ، یعنی تفکر را از یاد نبری .
آیا یک رابطه دراز مدت ، مهم تر از اختلافات
کوچک و زود گذر نیست ؟

8. راز عشق در این است که

مانع بروز هیجانات منفی در وجودت شوی ،
و صبر کنی تا خون سردی را دوباره به دست آوری .

با این که احساس جلوه الهام است ، اما شخص
عصبانی نمی تواند چیز ها را با وضوح درک کند .
قلبت را آرام کن .
تنها به این وسیله است که می توانی چیز ها
را آنگونه که هستند ، در یابی .

 

9. راز عشق در این است که
طرف مقابلت را تحسین کنی .
هر گز با فرض این که خودش این چیز ها را
می داند ،از تحسین غافل نشو .
مشکلی پیش نخواهد آمد اگر بار ها با خلوص نیت
بگویی : دوستت دارم ...
گر چه احساسات بشری به قدمت نسل بشر
است ، اما کلمات همواره تازه و جوان خواهند ماند .

 

10. راز عشق در این است که
در سکوت دست یکدیگر را بگیرید .
کم کم یاد می گیرید که بدون کلام رابطه برقرار کنید .

 

11. راز عشق در توجه کردن به لحن صدا است
برای تقویت گیرایی صدا ، باید آنرا از قلب برآورید ،
سپس رهایش کنید تا بلند بشود وبه سمت پیشانی برود
تار های صوتی را آرام و رها نگه دار .
اگر احساسات قلبی ات را به وسیله صدا بیان کنی ،آن
صدا باعث ایجاد شادی در دیگری خواهد شد .

 

12. راز عشق در این است که بیشتر با نگاه حرف بزنی ،
زیرا چشم ها پنجره های روح هستند .
اگر هنگام صحبت کردن از نگاه استفاده کنی ،
مثل آن است که
پنجره ها را با پرده های زیبایی بیارایی
و به خانه گرما و جذابیت ببخشی.

 

13. راز عشق دراین است که
از یکدیگر انتظارات بیجا نداشته باشید ،
زیرانقص همواره جزء لا ینفک انسان است
ذهنت را بر ارزشهایی متمرکز کن
که شما را به یکدیگر نزدیک تر میکند
نه بر مسائلی که بین شما فاصله می اندازد .

 

14. راز عشق در این است که
حس تملک را از خود دور کنی .
در حقیقت هیچ کس نمی تواند مال کسی شود .
شریک زندگی ات را با طناب نیاز مبند .
گیاه هنگامی رشد میکند که آزادانه از هوا و نور آفتاب
استفاده کند.

منبع:kocholo.org



تاریخ: شنبه 26 بهمن 1392 11:23 ق.ظ


پسر کوچکی برای مادر بزرگش توضیح می دهد آه چگونه همه چیزها ایراد دارند مدرسه ،خانواده ، دوستان ، و...دراین هنگام مادربزرگ مشغول پختن کیک است ، از پسر کوچولو می پرسد: آیا کیك دوست دارد و پاسخ کوچولو البته مثبت است .روغن چطور ؟نه! و حالا دو تا تخم مرغ ؟نه ! مادربزرگ .آرد چی از آرد خوشت می یاد ؟ از جوش شیرین چطور ؟نه مادر بزرگ ! حالم از آنها به هم می خورد.بله همه این چیزها بد به نظر می رسند . اما وقتی به درستی با هم مخلوط شوند ، یك کیك خوشمزه درست می شود . خداوند هم به همین ترتیب عمل میكند.خیلی از اوقات تعجب می کنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم . اما او می داند که وقتی همه این سختی ها را به درستی در کنار هم قرار دهد ، نتیجه ، همیشه خوب است ! ما تنها باید به او اعتماد کنیم ،در نهایت همه این پیشامد ها با هم به یك نتیجه فوق العاده می رسند



تاریخ: شنبه 26 بهمن 1392 11:20 ق.ظ
دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای بی وقفه دشمن محاصره شده بود.

سرباز به ستوان گفت که آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود بیاورد؟ ستوان جواب داد: می توانی بروی اما من فکر نمی کنم که ارزشش را داشته باشد، دوست تو احتمالا مرده و تو فقط زندگی خودت را به خطر می اندازی.

حرف های ستوان را شنید ، اما سرباز تصمیم گرفت برود به طرز معجزه آسایی خودش را به دوستش رساند، او را روی شانه های خود گذاشت و به سنگر خودشان برگرداند ترکش هایی هم به چند جای بدنش اصابت کرد.

وقتی که دو مرد با هم بر روی زمین سنگر افتادند، فرمانده سرباز زخمی را نگاه کرد و گفت: من گفته بودم ارزشش را ندارد، دوست تو مرده و روح و جسم تو مجروح و زخمی است.

سرباز گفت: ولی ارزشش را داشت ، ستوان پرسید منظورت چیست؟ او که مرده، سرباز پاسخ داد: بله قربان! اما این کار ارزشش را داشت ، زیرا وقتی من به او رسیدم او هنوز زنده بود و به من گفت: می دانستم که می آیی....

می دانی ؟! همیشه نتیجه مهم نیست . کاری که تو از سر عشق وظیفه انجام می دهی مهم است. مهم آن کسی است یا آن چیزی است که تو باید به خاطرش کاری انجام دهی. پیروزی یعنی همین.


تاریخ: پنجشنبه 24 بهمن 1392 01:53 ب.ظ


ز چشمانم هرچه دور افتی به دل نزدیکتر باشی،


 تو را کی می تواند روزگار از یاد من گیرد .


تاریخ: چهارشنبه 23 بهمن 1392 06:52 ب.ظ





تاریخ: سه شنبه 22 بهمن 1392 02:39 ب.ظ

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر رفت، تفنگ پدری هست هنوز


گرچه نیکان همگی بار سفر بربستند


شیرمردی چو علی خامنه‌ای هست هنوز


گر امام شهدا نیست کنون در برمان


خلف صالح و مظلوم علی هست هنوز


تاریخ: دوشنبه 21 بهمن 1392 07:49 ب.ظ
رسول الله (صل الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

(( به یکدیگر هدیه بدهید زیرا هدیه کینه ی دل را از بین می برد

 و هدیه ای که آورده شده است را کوچک مشمارید اگرچه یک قطعه از پاچه ی گوسفند باشد.))


تاریخ: دوشنبه 21 بهمن 1392 07:42 ب.ظ




دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست

اما برای ماهی زندگیست...

برای کسی که دوستت دارد "زندگی" باش نه "تفریح"



 



تاریخ: یکشنبه 20 بهمن 1392 11:20 ب.ظ

در روایتی  به نقل از اصول کافی جلد 2 و بحارالانوار جلد 74، درباره ی همراه بودن شاد کردن دل مومن در دنیا، به شکل مَلکی در مراحل مرگ و پس از آن، از سریر صراف نقل شده است که:

در خدمت امام صادق (ع) بودم... حضرت رو به من کردند و فرمودند: می خواهی مرتبه و منزلت مومن در نزد خدا را برایت بیان کنم؟ گفتم: بله!

فرمودند: چون خداوند اراده می کند که مومنی را قبض روح نماید، دو مَلَک که بر او موکل بوده اند به آسمان می روند و می گویند: پروردگارا! این بنده ی تو، بنده ی نیکویی بود، به طاعت تو مسارعت می کرد و از معصیت دوری. اکنون تو قبض روح او نمودی، ما را بعد از این به چه کاری امر می فرمایی؟

خداوند عظیم الشأن می فرماید: به دنیا بروید و در کنار قبر بنده من باشید و من را تمجید، تسبیح و تهلیل و تکبیر کنید و ثواب آن ها را برای بنده ی من بنویسد، تا او را از قبر مبعوث کنم و برانگیزمش.

سپس حضرت فرمودند: می خواهی باز هم از فضیلت مومن بگویم؟ گفتم: بلی!

فرمودند: چون خداوند مومن را از قبرش مبعوث می گرداند، همراه با آن مومن از قبرش صورتی بیرون می آید و در جلوی وی به حرکت درمی آید. پس مومن هر هولی از احوال قیامت را که می بیند، آن صورت به او می گوید: جزع مکن و مترس و اندوهناک مشو! تو را بشارت باد به سُرور و کرامت از جانب خداوند.

پس تا جایگاه حساب رسی با او می آید. حق تعالی حساب او را آسان می نماید و دستور می فرماید که او را به بهشت ببرند و در این حال نیز باز هم آن صورت در جلوه ی او در حرکت است. پس مومن به او می گوید: خداوند تو را رحمت کند! چه همراه نیکی بود که با من از قبر بیرون آمدی و پیوسته من را به سرور و کرامت از جانب خدا بشارت می دادی تا اینکه مرا به بهشت رساندی. راستی تو کیستی؟

آن صورت به او می گوید: من آن سُرور و شادیم که در دنیا بر دل برادر مومن خود داخل کردی.

خداوند من را از آن سُرور و کار تو خلق نمود، تا تو را پیوسته بشارت دهم به بهشت.»


تاریخ: یکشنبه 20 بهمن 1392 10:58 ب.ظ


رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرموده اند: دوست داشتنی تر کارها نزد خدا عزوجل ،

شاد کردن مومن است.گرسنگی را از او برانی یا گرفتاری را از او برگردانی.

اصول کافی جلد 4 صفحه 561


تاریخ: یکشنبه 20 بهمن 1392 10:58 ب.ظ
In the name of Allah , the Beneficent , the Merciful

مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ


هر کس که کار نیکی کند بهتر از آن را پاداش گیرد و نیکوکاران از وحشت آن روز در امان باشند


Whoever brings good, he shall have better than it; and they shall be secure from terror on the day.



تاریخ: یکشنبه 20 بهمن 1392 06:59 ب.ظ


نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست

بشنو از دل ، دل حریم کبریاست

نی بسوزد خاک و خاکستر شود

دل بسوزد خانه ی دلبر شود




تاریخ: یکشنبه 20 بهمن 1392 06:48 ب.ظ
دونه دونه اشکام رو گونه هامه وقتی تو نباشی اینا باهامه ...

میمونی تو قلبم واسه همیشه ....




تاریخ: یکشنبه 20 بهمن 1392 06:23 ب.ظ
  • رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به بعضی از کوکان نظر کرد و فرمودند: وای بر فرزندان آخر زمان

  • از روش پدرانشان.

  •  عرض شد یا رسول الله از پدران مشرک آنها ؟ فرمودند: نه، از پدران مسلمانشان که

  • چیزی از فرائض دینی را به آنها یاد نمی دهند، و اگر فرزندان، خود از پی فراگیری بروند منعشان می کنند

  • و تنها از این خشنودند که آنها درآمد مالی داشته باشند هر چند ناچیز باشد. سپس فرمودند: من از این

  • پدران بری و بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.

منبع: مستدرک، ج2،ص625



تاریخ: شنبه 19 بهمن 1392 05:51 ب.ظ



آرزویم این است نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه هرروز تو عاشق باشی

عاشق انکه تو را میخواهد و به لبخند تو از خویش رها میگردد

و تو را دوست بدارد به هر اندازه که دلت میخواهد....



 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|___͡͡͡ _▫_͡ ___͡͡π__͡͡ __͡▫__͡͡ _|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_



تاریخ: شنبه 19 بهمن 1392 05:24 ب.ظ
 
انسانها آفریده شده اند که به آنها عشق ورزیده شود

و اشیاء ساخته شده اند که مورد استفاده قرار بگیرند...

دلیل آشفتگی های دنیا این هست که:

به اشـــــیاء عشـــــق ورزیده می شود

و انســـــانها مورد استـــــفاده قرار می گیرند ...!
 


تاریخ: شنبه 19 بهمن 1392 05:09 ب.ظ

برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است


 وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.




تاریخ: شنبه 19 بهمن 1392 11:25 ق.ظ

چه رابطه ای میان طلب کردن و رضایت از زندگی و شادکامی وجود دارد؟‌

اگر در اصل و ریشه بسیاری از موقعیت های رضایت بخش در زندگی دقت کنید متوجه می شوید که اساس آن طلب و خواست بوده است.

تا انسان چیزی را نخواهد به آن دست نخواهد یافت. «تا نگرید طفل کی نوشد لبن»

البته طلب و درخواست ، معنایی دیگری هم دارد که در عرفان یکی از مقامات سلوک الی الله است

که توضیح این مطلب از آن بزرگان است و  به آن وارد نمی شویم. اما طلبی که منظور نظر در اینجا است

مربوط به دغدغه ها و مسائل و اهداف زندگی انسان ها است.

رسیدن به موفقیت، شادکامی و رضایت از زندگی در گرو خواست و طلب انسان است.


امام علی (ع) در نهج البلاغه در این باره سخنانی بس زیبا دارند که بیانگر این حقیقت است:

«من طلب شیئاً ناله او بعضه»

 هر کس چیزی را طلب کند یا به همه آن (چیز) می رسد یا به بخشی از آن.


و در عبارتی دیگر می فرمایند:

 « من وثق بماء‌ لم یظمأ» (نهج البلاغه خطبه 4 )

هر کس به وجود آب اطمینان داشته باشد تشنه نمی ماند.


در اینجا می توان از آب، رسیدن به موفقیت و شادکامی تعبیر کرد که برای رسیدن به آن باید طالب آن بود.




تاریخ: شنبه 19 بهمن 1392 11:22 ق.ظ

هرگز نمازت را ترک مکن میلیون ها نفر زیر خاک...
 بزرگ ترین آرزویشان باز گشت به دنیاست...
تا سجده کنند.... ..و لو یک سجده




بر خاک افتادن ...

لیاقت و سعادت می خواهد، اگر که در برابر خداوند متعال باشد ،

ذلت و شقاوت می خواهد ، اگر در برابر غیر خدا باشد ؛

لیاقت و سعادت برایت آرزو دارم ...



تاریخ: جمعه 18 بهمن 1392 10:18 ب.ظ

همه ما خودمان را چنین متقاعد می‌كنیم كه زندگی بهتری خواهیم داشت اگرشغلمان را تغییر دهیم، مهاجرت كنیم، با افراد تازه‌ای آشنا شویم، ازدواج كنیمفكر می‌كنیم،‌ زندگی بهتر خواهد شد اگرترفیع بگیریم، اقامت بگیریم، با افراد بیشتری آشنا شویم، بچه‌دار شویم و خسته می‌شویم وقتی:می‌بینیم رئیس مان نمی‌فهمد، زبان مشترک نداریم، همدیگر را نمی‌فهمیم، می‌بینیم كودكانمان به توجه مداوم نیازمندند. بهتر است صبر كنیم... با خود می‌گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه

رئیسمان تغییر كند، شغلمان را تغییر دهیم، به جای دیگری سفر كنیم، به دنبال دوستان تازه‌ای بگردیم، همسرمان رفتارش را عوض كند، یک ماشین شیک تر داشته باشیم، بچه‌هایمان ازدواج كنند، به مرخصی برویم و در نهایت بازنشسته شویم

حقیقت این است كه برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الان وجود ندارد

اگر الان نه، پس كی؟؟؟

زندگی همواره پر از چالش است.

 

بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم كه با وجود همه این مسائل، شاد و خوشبخت زندگی كنیم.به خیالمان می‌رسد كه زندگی، همان زندگی دلخواه، موقعی شروع می‌شود كه موانعی كه سر راهمان هستند، كنار بروندمشكلی كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم می‌كنیم، كاری كه باید تمام كنیم، زمانی كه باید برای كاری صرف كنیم، بدهی‌هایی كه باید پرداخت كنیم و ... بعد از آن زندگی ما، زیبا و لذت بخش خواهد بودبعد از آنكه همه اینها را تجربه كردیم، تازه می‌فهمیم كه زندگی، همین چیزهایی است كه ما آنها را موانع می‌شناسیم

این بصیرت به ما یاری می‌دهد تا دریابیم كه جاده‌ای بسوی خوشبختی وجود نداردخوشبختی، خود همین جاده است. بیایید از هر لحظه لذت ببریم.

 

برای آغاز یک زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست كه در انتظار بنشینیمدر انتظار فارغ التحصیلی، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن، افزایش وزن، شروع به كار مهاجرت، دوستان تازه، ازدواج، شروع تعطیلات، صبح جمعه، در انتظار دریافت وام جدید، خرید یک ماشین نو، بازپرداخت قسط ها، بهار و تابستان و پاییز و زمستان، اول برج، پخش فیلم مورد نظرمان از تلویزیون، مُردن، تولد مجدد و....




تاریخ: جمعه 18 بهمن 1392 08:54 ب.ظ
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت
خالقت
اینک صدایم کن مرا.

با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد
به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان،
رهایت من نخواهم کرد.



تاریخ: جمعه 18 بهمن 1392 05:39 ب.ظ


تعداد کل صفحات : 3 1 2 3
تازه ترین مطالب
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


تماس با ما

کد هدایت به بالا

دعای فرج سوره قرآن __________________________

_______________________________

رفتـــ 25
__________________________ _________________________ حدیث موضوعی _____________________

کد کج شدن گوشه تصویر

__________________

کد سایه دار شدن لینک ها

------------------------


مرجع کد آهنگ برای وبلاگ